|
کد‌خبر: 239739

حسام آرمندهی

استعداد شایستگی یا استبداد شایستگی؟ | رمز موفقیت به روایت حسام آرمندهی

حسام آرمندهی، زاده ۲۴ شهریور ۱۳۶۴) کارآفرین ایرانی و از بنیانگذاران کافه بازار، دیوار و مسیریاب بلد است. او در یک رشته توییت رمز موفقیتش را با مخاطبان به اشتراک گذاشته است. متن توییت آرمندهی را در ادامه بخوانید.

به گزارش ۵۵ آنلاین:

حسام آرمندهی، زاده ۲۴ شهریور ۱۳۶۴، کارآفرین ایرانی و از بنیانگذاران کافه بازار، دیوار و مسیریاب بلد است. او در یک رشته توییت رمز موفقیتش را با مخاطبان به اشتراک گذاشته است. متن توییت آرمندهی را در ادامه بخوانید.

 

اگر موفقیتی به دست آورده باشید با این سؤال زیاد مواجه شدید که رمز موفقیتتون چیه. فکر می‌کنم جواب خود من به این سؤال در این سال‌ها پخته‌تر و واقع‌بینانه‌تر شده. اوایل از تلاش و تمرکز حرف می‌زدم تا آخرین بار در دوران قرنطینه در انجمن مدیران صنایع اصفهان جواب دقیق‌تری داشتم؛ شانس!

 

امروز خلاصه کتاب «استبداد شایستگی» رو به روایت پادکست چنل بی گوش می‌دادم و همزمان در توییتر دعوت کرده بود که آنچه تجربه می‌کنیم و می‌دونیم رو برای بقیه تعریف کنیم. نویسنده، استعدادها رو به ژنتیک و موفقیت‌هارو با مثال‌های جالب به تایمینگ نسبت داده بود.
 
 

 در مورد خودم و تجربه راه‌اندازی بازار و دیوار، می‌تونم با قاطعیت بیشتری صحبت کنم که هرچه به دست اومد حاصل خوش‌شانسی بود! زنجیره‌ای اتفاقات که به خاطر اونها سر از دانشگاه شریف در آوردم و با افراد توانمند و مکملی برای خودم برای شروع این کارها شریک شدم.

اینکه چطور تخصص تیم اولیه کافه بازار و آشنایی آن با سیستم عامل و اندروید منجر شد در زمانی مناسب، محصولی مورد نیاز بازار رو عرضه کنیم، حاصل شانس بود. همین شانس در سال‌های قبلتر در همین تیم در خصوص لینوکس به وجود نیامد.

اینکه من و هم‌مؤسسین چه شانسی داشتیم که از بچگی در خانواده و مدارسی بودیم که با کامپیوتر آشنایی پیدا کردیم. اینکه از جنبه ژنتیک شانس این رو داشتیم که در کنار ایرادهای جدی، نقاط قوتی هم در مسائل مرتبط با کارمون پیدا کنیم!

اینکه من در اواسط دهه ۷۰ به واسطه شغل پدرم با اینترنت آشنا شدم و مقداری مزیت پیشگامی پیدا کردم. اینکه وضعیت مالی خانواده‌ای از طبقه متوسط بهم اجازه داده بود که فرصت درس خواندن در مدرسه و دانشگاه خوب و حتی خارج از کشور رو پیدا کنم و در سوئد با http://blocket.se آشنا شم.

اینکه در هفته اول کارمون طی اتفاقاتی در صفحه اول سایت‌های IT و خبری جا پیدا کردیم ولی برای تلاش‌های قبلیمون چنین موقعیتی ایجاد نشده بود. اینکه دکتر تابش استاد راهنمای من بود و بسیاری از افرادی که بعدها به مجموعه اضافه شدند رو به واسطه‌اش شناختیم...

اینکه از لحاظ مالی انقدر تحت فشار نبودم که مجبور باشم بلافاصله بعد از نیمه‌کاره رها کردن تحصیل، کاری کم‌ریسک و با درآمد مناسب انتخاب کنم...

و اینکه به خاطر تجربه کافه‌بازار، دیوار رو از جای درست یعنی اپ موبایل شروع کردیم و هزاران تصمیم و اتفاق ریز و درشت دیگر که رخ ندادن هر یک منجر به نابودی کسب و کار می‌تونست بشه، همه‌اش حاصل شانس بوده...

الان می‌تونم بر اساس تجربه خودم به جرأت بگم که هر موفقیتی در حوزه کسب و کار برای تیم ما رخ داده جدی‌ترین عاملش شانس بوده و برای هر کسی که تلاش کرده و نتونسته دستاوردی پیدا کنه مهمترین عامل نه ناتوانی، بلکه بدشانسی‌اش بوده.

همینکه من یا شما دانشگاهی رفتیم، دسترسی‌هایی داشتیم (مثل همین اینترنت یا سلامت جسمی!) و موفقیت‌هایی در حوزه فعالیت خودمون به دست آوردیم باید قبول کنیم که شانس بزگترین نقش رو داشته و فرق ما و هر کس دیگر، عمدتاً در همین یک مفهوم خلاصه می‌شه.

به نظر من این کلمه «شایسته‌سالاری» که در نگاه اول زیباست، در عمل منجر به اعتباربخشی به ساختار «شانس‌سالار» جامعه امروز است. شایسته‌سالاری توجیهی شده است برای فخرفروشی‌ها و عدم تفکر و تلاش برای اصلاح بی‌عدالتی‌های ساختاری فعلی از جمله در بهره‌مندی از حق تحصیل با کیفیت.

 

گام اول در اصلاح این بی‌عدالتی اینه که بپذیریم شایستگی بر خلاف آنچه که تبلیغ میشه، نقش پررنگی در تعیین جایگاه‌های هر یک از ما در جامعه نداره.
 
 
 
source: ۵۵ آنلاین