ارسال به دیگران پرینت

پایان یک کارآفرین

داریوش انصاری، مدیرعامل شرکت ایران نیتینگ از شرکت های وابسته به گروه صنعتی بهشهر و از نسل چهارم خاندان لاجوردیان و لاجوردی بنیان گذاران گروه صنعتی بهشهر، روز سوم فروردین 1398 در اثر بیماری درگذشت.

۵۵آنلاین :

داریوش انصاری، مدیرعامل شرکت ایران نیتینگ از شرکت های وابسته به گروه صنعتی بهشهر و از نسل چهارم خاندان لاجوردیان و لاجوردی بنیان گذاران گروه صنعتی بهشهر، روز سوم فروردین 1398 در اثر بیماری درگذشت. او در 9 مرداد 1323 در تهران در خانواده ای تاجرپیشه به دنیا آمد. پدرش از کارآفرینان موفق تهران بود و داریوش را از ده سالگی برای تحصیل به آمریکا فرستاد. او در دانشگاه سنت پل در شهر مینه سوتا درس خواند و در تیم فوتبال آن کالج به موفقیت های مختلفی رسید. علاقه او به ورزش بعدها روحیه قدرت رقابت اقتصادی را در او تقویت می کرد. بعد از اتمام تحصیلات در 26 سالگی در سال 1349 به ایران برگشت و تنها نماینده روغن موتور اس تی پی (S.T.P) شد. در سال 1350 شمسی با مهناز لاجوردیان فرزند ارشد اکبر لاجوردیان از بنیان گذاران گروه صنعتی بهشهر ازدواج کرد. با ورود او و سایر فرزندان نسل سوم خاندان لاجوردیان و لاجوردی به گروه صنعتی بهشهر، شورای مدیران گروه تصمیم گرفت تا بجز در اختیار گرفتن سهام شرکت ها، افراد وابسته به خانواده در صورتی می توانند به عنوان مدیر شرکت ها فعالیت کنند که قابلیت و پتانسیل خود را نشان داده باشند. به علاوه، مسئولیت عملکرد آنها بر عهدة پدر خانواده خواهد بود. بنابراین داریوش انصاری تحت مدیریت اکبر لاجوردیان به گروه پیوست و مدیر کارخانه ایران نیتینگ شد که در شاخه فعالیت های نساجی گروه صنعتی بهشهر قرار داشت. در این زمان گروه صنعتی بهشهر در شاخه فعالیت های نساجی از مرحله واردات قماش، تولید مخمل بافی در کاشان، سپس سجاده و بعد از آن تولید فرش ماشینی عبور کرده بود و کارخانه راوند کاشان به تولید و صادرات فرش ماشینی مشغول بود. این ادغام عمودی فعالیت ها با تأسیس کارخانه ایران نیتینگ تکمیل شد. تأسیس این کارخانه در سال 1351 فرآیند ادغام عمودی را در رشته نساجی کامل کرد. در آن موقع گروه صنعتی بهشهر در صنعت نساجی، در رشته های مختلف از انواع حریر، ریسندگی، قالی بافی و صنعت تهیه پنبه اطلاعات و تجارب خوبی پیدا کرده بود، ولی در صنعت بافتنی (knitting) اصلاً وارد نبود. ورود داریوش انصاری به این گروه موجب راه اندازی این صنعت شد. در ابتدا، کارخانه کوچکی در جاده شمالی تهران - کرج که صاحبان آن هم از لحاظ مالی دچار مشکل شده بودند به قیمت مناسب خریداری شد و داریوش انصاری مدیریت عامل این شرکت را برعهده گرفت. این کارخانه پارچه را می خرید و روی آن چاپ می کرد و می فروخت. چون ظرفیت کارخانه زیاد نبود در مدت کوتاهی همه محصول آن به فروش می رفت. همین فروش زیاد و استقبال خریداران، انگیزه ای شد که داریوش انصاری کارخانه را توسعه دهد. اما محل این کارخانه وسعت کافی برای توسعه نداشت. در همین زمان شهر صنعتی قزوین آماده بهره برداری شده بود. با استفاده از این فرصت، زمین بزرگی که گنجایش توسعه های بعدی را هم داشته باشد در آن شهرک خریداری و گسترش کارخانه آغاز شد. در ابتدا این کارخانه، ماشین های معمولی داشت و با آنها فقط متقال می بافت. سپس متقال های بافته شده را برای تکمیل و و چاپ به کارخانه های تکمیل کننده می فروخت یا با پرداخت مخارج رنگرزی و تکمیل به همان کارخانه های تکمیل کننده، محصول را دوباره در اختیار می گرفت و در مجموع به علت این پراکنده کاری ها، قیمت تمام شده تولیدات آن بسیار بالا بود. در صورتی که رقیب بزرگ این کارخانه تمام ماشین آلات نیتینگ، رنگرزی، چاپ، تکمیل و گرد بافی را در یک محله داشت و مسلماً قیمت تمام شده رقیب ارزان تر از کارخانه ایران نیتینگ تمام می شد. در نتیجه کارخانه ایران نیتینگ سعی کرد تولیداتش را از لحاظ ظرفیت و جور بودن انواع محصولات، قابل رقابت در بازار کند. بنابراین با در نظر گرفتن این موارد، برنامه ساخت به موقع بناهای کارخانه و سفارش ماشین آلات آن در صدر کارهای شاخه نساجی گروه صنعتی بهشهر قرار گرفت. تمام شدن کارخانه مواجه شد با ترقی قیمت نفت، زمانی که برنامه ریزی ساخت و نصب کارخانه ایران نیتینگ شروع شد، منابع نساجی ایران حمایت گمرکی داشتند، ولی وقتی درآمد نفت ایران در اوایل دهه 1350 زیاد شد، برای جلوگیری از تورم، حمایت های گمرکی در صنعت یاد شده حذف شد یا میزان آن بسیار کاهش یافت. اتخاذ این سیاست سبب شد این کارخانه با واردات زیاد پارچه از کشورهای جنوب شرقی آسیا و تایوان مواجه شود. در چنین حالی، کارخانه ناگزیر اضافه ظرفیت تولید را به کشورهای اطراف صادر می کرد. علاوه بر اشکالات فروش، هنگام ساختن کارخانه هم با کمبود سیمان و نبود برق مواجه شدند که صدمات زیادی برای این صنعت نوپا به وجود آورد و مجبور شدند برق کارخانه را با خرید ماشین های تولید برق در داخل کارخانه خودشان تأمین کنند. این اشکالات وجود داشت، اما مانع ادامه کار نبود و انصاری همه آنها را یکی پس از دیگری از میان برمی داشت. اما با وقوع انقلاب این فعالیت ها متوقف شد و این کارخانه عظیم به ظرفیت 60 میلیون متر انواع پارچه با سرمایه گذاری حدود 30 میلیون دلار تحویل دولت داده شد. کارخانه ایران نیتینگ در سال 1351 بهبپوش را نیز تأسیس کرد. این شرکت دوزندگی مربوط به پارچه های ایران نیتینگ بود که مدیریت آن را نیز داریوش انصاری داشت. این کارخانه بعد از انقلاب نامش به پوشینه بافت تغییر کرد.

یکی از مشکلات این کارخانه و سایر کارخانه های جدید التأسیس شاخه نساجی گروه صنعتی بهشهر کمبود کارگر بود. اکبر لاجوردیان تعریف می کند که به اتفاق داریوش انصاری و دکتر بنی جمالی به کره جنوبی سفر کردیم تا برای کارخانه های جدید التأسیس کارگر استخدام کنیم. در نتیجه برای واردات هزار کارگر ساده قرارداد بستیم و به ایران آمدیم و نتیجه کار خوب و راندمان کارخانه ها بالا رفت. این کارگران در کوران انقلاب به کشور خود بازگشتند. آنها قبل از آن به مطالعه واردات نیروی کار از هندوستان و پاکستان دست زده بودند. اگرچه واردات نیروی کار ساده این کشورها ارزان تر تمام می شد اما مورد موافقت قرار نگرفت چون کارگران کره ای منضبط تر بودند و این امر بر روحیه کل کارگران تأثیر مثبت می گذاشت.

یکی از موارد جالبی که داریوش انصاری نیز در آن حضور داشت مسئله افزایش حقوق کارگران نساجی در زمان مهندس شریف امامی نخست وزیر وقت بود. اکبر لاجوردیان تعریف می کرد که حل این مسئله با روی کار آمدن ارتشبد ازهاری به تأخیر افتاد. در زمان او نمایندگان هیئت مدیره سندیکای نساجی مرکب از دکتر رکن الدین سادات تهرانی، داریوش انصاری و اکبر لاجوردی ان در جلسه با او مشکلات صنایع نساجی و موضوع اضافه کردن 40% به حقوق کارگران را در میان گذاشتند و تقاضا کردند که به ادارة بررسی قیمت ها دستور دهد به تقاضای صنایع نساجی رسیدگی شود. در این جلسه اتفاق افتاد که همه را متأثر کرد. وقتی ازهاری سخنان و تقاضاهای سندیکای نساجی را شنید، خیلی متأثر شد. در حالی که اشک از چشمانش جاری بود گفت: «شما به فکر بالا بردن قیمت محصولات نساجی هستیم، من به فکر فردا و پس فردا، تاسوعا و عاشورا هستم.» مسئله این بود که در روز تاسوعا و عاشورا قرار بود راهپیمایی بزرگی در تهران انجام شود. بعد از دیدن این صحنه به کلی تعطیل شد و دیگر جلسه ای برای حل این موضوع تشکیل نشد. این موضوع را شاید بتوان دلیلی دانست بر اینکه بسیاری از کارآفرینان ایرانی به فکر توسعه واحدهای خود بودند و به تأثیر تحولات سیاسی بر کسب و کارشان نمی اندیشیدند.

بعد از انقلاب و مصادره کارخانه های گروه صنعتی بهشهر از جمله ایران نیتینگ داریوش انصاری به آمریکا رفت و فعالیت های اقتصادی خود را از صفر شروع کرد و شرکتی را تأسیس کرد که قهوه تازه از طریق ماشین (Fresh Brew Coffee and Vending) را به مشتریان عرضه می کند و تا 130 نفر برای او کار می کردند. سرانجام او در سن 74 سالگی بر اثر بیماری ناگهانی درگذشت.

منبع : تجارت فردا
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

دیدگاه تان را بنویسید

 

دیدگاه

نظرسنجی

در انتخابات پیش رو به چه گروهی رای میدهید ؟
نتیجه نظرسنجی