ارسال به دیگران پرینت

آیا نشست دوحه درباره سوریه، علیه تهران بود؟

نشست دوحه همزمان با دهمین سالگرد بحران سوریه برگزار شد. ایران در این نشست غایب بود و قطر حاضر. در میان طرفهای حاضر در نشست دوحه، موضع روسیه بیش از همه عجیب بود زیرا ایران را از مثلثی که از مدتها پیش در خصوص سوریه ایجاد شده بود، دور کرد. روسیه در مساله افغانستان به قطر نیاز دارد. روسها عملا از افغانستان دور شده اند، در حالی که ریشه های محکمی در آن جا دارند و به خاطرش شکست، زیانها و قربانیان زیادی را متحمل شده اند.

موفق نیربیة در القدس العربی نوشت: در پایان نشست سه جانبه دوحه، بیانیه مشترکی صادر شد که در آن، بر دو نکته عملی تاکید شد، یکی اینکه بحران سوریه راه حل نظامی ندارد و دوم ارتباط مستمر با طرفهای درگیر در سوریه و حمایت از تلاشهای نمایندگان سازمان ملل متحد.

 در ادامه این مطلب آمده است: برگزاری این نشست از این جهت جالب توجه است که روسها تمرکز خود را روی سعودیها و اماراتی ها گذاشته و قطر را جایگزین ایران در این نشست کردند. زیرا نشست های مشابه، پیشتر در آستانه شروع شده بود.

این نشست همزمان با دهمین سالگرد بحران سوریه برگزار شد. ایران در این نشست غایب بود و قطر حاضر. دلیل این مساله می تواند عربی بودن قطر باشد. به نظر می رسد قطر برای روسیه قابل اعتماد تر است، بویژه آنکه قطر می تواند به تدریج نقش میانجی گری خود را مانند آنچه درمورد افغانستان اتفاق افتاد، ایفا کند.

در میان طرفهای حاضر در نشست دوحه، موضع روسیه بیش از همه عجیب بود زیرا ایران را از مثلثی که از مدتها پیش در خصوص سوریه ایجاد شده بود، دور کرد. شاید دلیل این موضوع اختلاف بین روسیه و ایران در مورد نفوذ بیشتر به نظام سوریه و درگیریهای بین این دو در میدان باشد.

در این میان، روسیه در مساله افغانستان به قطر نیاز دارد. روسها عملا از افغانستان دور شده اند، در حالی که ریشه های محکمی در آن جا دارند و به خاطرش شکست، زیانها و قربانیان زیادی را متحمل شده اند. به این ترتیب روسیه می تواند برگه جدیدی در اختیار داشته باشد که با آمریکایی ها و غرب بوسیله این عامل بازی کند.

ترکیه به نوبه خود نیازمند تقویت دستاوردها و بازپس گیری کارت هایی است که از دست داده، بویژه پس از ورودش به مسیر سازش لیبی، که سودهای زیادی برای آن داشت. بنابراین، ترکیه ناگزیر باید سیاستهای عربی اش را از نو ساخته و روابطش با مصر، عربستان و امارات را بهبود بخشد.

اما آنچه ترکها بیش از هر چیز بدان نیاز دارند، مساله ای است که در بیانیه دوحه اعلام شد، یعنی حمایت از تمامیت ارضی سوریه، مقابله با گرایش های جدایی طلبانه و در ادامه تحقق حمایت روسیه و قطر از استراتژی حساس ترکیه در برابر حزب کارگران و خطر ایجاد قدرت کردی در مرزهای این کشور با سوریه.

دو طرف دیگر به صورت غیر مستقیم از ترکیه حمایت می کنند. روند صلح آستانه و وجود ایران، نمی توانست نتایجی را محقق کند که در دوحه محقق شد.

یک مثلث دیگر هم وجود دارد که گهگاه پنهان می شود و با آنچه در دوحه گذشت، ارتباط دارد، این مثلث متشکل از آمریکا، روسیه و اسرائیل است. طرفهای حاضر در دوحه همگی روی یک نکته اتفاق نظر دارند، روسها به دنبال تاکید بر ثبات مرکزی خود در سوریه بوده و سعی در فشار بیشتر بر ایران دارند تا از سیاستهای هسته ای و موشکی اش چشم پوشی کند. ترکیه به یک موضع گیری بهتر با اسرائیل در خصوص خاورمیانه و توافق های آینده نیاز دارد و روسیه باید استراتژی خود را با سیاست اسرائیل هم سو کند. قطر هم نیازمند در هم پیچیدن خطرات مستقیم و غیر مستقیم توافق ابراهیم برای خود است.

محور جدید به دنبال آن است تا نظام حاکم در سوریه را به مذاکره واقعی برای انتقال قدرت وادار کند، بر این اساس، بخوبی می توانیم دلیل کنار زدن ایران -بعنوان حامی نظام بشار اسد- از روند مذاکرات صلح در مورد سوریه را دریابیم.

منبع: انتخاب
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

دیدگاه تان را بنویسید

 
آنچه دیگران می خوانند:

    دیدگاه

    توسعه