حسین قتیب؛
پیشنهاد عدم حضور ایران در جام جهانی؛ نگاهی به سابقه تحریمهای سیاسی در ورزش جهان
| همزمان با طرح دیدگاههایی درباره عدم حضور ایران در رقابتهای جام جهانی در شرایط تنش و درگیری، برخی تحلیلگران این موضوع را در امتداد سنت تاریخی تحریمهای ورزشی ارزیابی میکنند؛ رویکردی که در آن کشورها و تیمها با «شرکت نکردن» تلاش کردهاند پیامهای سیاسی، اعتراضی یا حاکمیتی خود را به عرصه بینالمللی منتقل کنند.
حسین قتیب: از اصرار به حضور ایران در جام جهانی در زمانی که میزبان به خاک ایران تجاوز کرده بسیار تعجب میکنم. پیشنهاد برای عدم حضور ایران در جام جهانی را باید در امتداد یک سنت قدیمی در ورزش بینالملل فهمید: سنتی که در آن «شرکت نکردن» خود به یک کنش سیاسی تبدیل میشود. ورزش همیشه فقط ورزش نبوده است. گاهی تیمها، دولتها یا مجموعهای از کشورها تصمیم گرفتهاند با نیامدن به میدان، پیام سیاسی روشنتری بدهند تا با حضور در آن. در جام جهانی ۱۹۶۶، کشورهای آفریقایی مسابقات مقدماتی را تحریم کردند، چون فیفا برای آفریقا سهمیه مستقیم در نظر نگرفته بود. این تحریم بعدها به تغییر جایگاه آفریقا در ساختار جام جهانی کمک کرد. در مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۴ نیز شوروی حاضر نشد بازی برگشت برابر شیلی را در ورزشگاه ملی سانتیاگو برگزار کند، زیرا پس از کودتای پینوشه، آن ورزشگاه با بازداشت و سرکوب مخالفان سیاسی پیوند خورده بود.
در المپیک هم نمونهها روشنترند. در المپیک ۱۹۷۶ مونترآل، ۲۲ کشور آفریقایی در اعتراض به رابطه ورزشی نیوزیلند با آفریقای جنوبیِ آپارتاید، بازیها را تحریم کردند. در المپیک ۱۹۸۰ مسکو، آمریکا و شماری از متحدانش به دلیل حمله شوروی به افغانستان شرکت نکردند. چهار سال بعد، در المپیک ۱۹۸۴ لسآنجلس، شوروی و تعدادی از کشورهای بلوک شرق در واکنشی سیاسی و جنگ سردی، مسابقات را تحریم کردند. یعنی در هر سه مورد، میدان ورزش به امتداد میدان سیاست خارجی، مشروعیت بینالمللی و نزاع ایدئولوژیک تبدیل شد.
از این منظر، پیشنهاد عدم حضور ایران در جام جهانی را هم نباید صرفا به عنوان یک غیبت ورزشی فهمید. این تصمیم در همان منطق تاریخی قرار میگیرد که در آن کشورها گاهی با «نبودن» پیام میدهند: پیام اعتراض، پیام عدم پذیرش وضعیت موجود، یا پیام اینکه نمیخواهند با حضورشان به یک نظم سیاسی خاص مشروعیت نمادین بدهند. فوتبال در چنین لحظههایی فقط مسابقه نیست؛ صحنهای است که در آن مسئله امنیت، حاکمیت، حیثیت ملی و سیاست جهانی با هم گره میخورند.
دیدگاه تان را بنویسید