ارسال به دیگران پرینت

آیا در همه جای جهان مردان بیشتر از زنان دستمزد می گیرند؟

یکی از موضوعات مورد مناقشه و بحث برانگیز علم اقتصاد ـ همچون سایر حوزه ها ـ تفاوت های میان زن ومرد، به ویژه تبعیض های دستمزدی میان این دو، است.

یکی از موضوعات مورد مناقشه و بحث برانگیز علم اقتصاد ـ همچون سایر حوزه ها ـ تفاوت های میان زن ومرد، به ویژه تبعیض های دستمزدی میان این دو، است. تاکنون مطالعات فراوانی پیرامون چگونگی این تفاوت ها صورت گرفته است. به طور خلاصه ادبیات این حوزه سه دلیل کلی برای شکاف دستمزدی میان زنان و مردان بیان می کنند. اول، تفاوت در ترجیحات زنان و مردان ممکن است باعث تفاوت در انتخاب های شغلی یا رفتارهای متفاوت آنها در انجام شغل شود که نتیجه آن بر خروجی و سطح دستمزد آنها اثر می گذارد. دوم، حتی اگر ترجیحات متفاوت نباشد، به خاطر برخی علل همچون مسوولیت های خانوادگی، زنان ممکن است با محدودیت های مختلفی برای حداکثرسازی خروجی شغلی خود مواجه باشند. این محدودیت ها همچنین ممکن است جابه جایی زنان را در بین مشاغل محدود سازد، امری که می تواند قدرت انحصاری کارفرمایان را برای پرداخت دستمزدهای کمتر به زنان به دنبال داشته باشد، یا اینکه مانع از سازماندهی زنان درمشاغلی شود که دستمزدهای بهتری دارند. و سوم، این شکاف ممکن است از تبعیض کامل و آشکار، در زمینه ارزیابی کمتر از واقعیت خروجی کاری، حکایت داشته باشد. ادبیات این حوزه همچنین روز افزون روی پویایی های شکاف دستمزد مربوط به مشاغل نیروی کار تمرکز یافته است. طبق مطالعات انجام گرفته شکاف دستمزدی میان زنان و مردان با افزایش سال های خدمت بیشتر می شود. از طرفی بیش از 40 درصد از تشدید این شکاف به این خاطر است که مردان با احتمال بیشتری وارد مشاغلی می شوند که دستمزدهای بالاتر از میانگین دارند. باقی مانده این شکاف نیز به این موضوع باز می گردد که رشد دستمزد مردان درمشاغل مشابه بالاتر است، یا اینکه در زمان تغییر شغل دستمزدهایشان به نسبت بیشتری افزایش می یابد. عمده ادبیات حوزه شکاف دستمزد میان مردان و زنان از آمارهای به دست آمده از کشورهای با درآمد بالا شکل گرفته، و یافته های محدودی از کشورهای در حال توسعه به دست آمده است، امری که البته بخشی از آن به فقدان آمارهای با کیفیت درکشورهای در حال توسعه باز می گردد. با این حال به نظر می رسد در کشورهای در حال توسعه نیز همچون کشورهای توسعه یافته شکاف دستمزد شایع باشد. در حقیقت، بسیاری از علل بالقوه همچون نُرم ها، ترجیحات و انتظارات در عمده کشورهای در حال توسعه برجسته تر نیز هست. در این باره دو اقتصاددان با نام های آندریاس مِنزِل از مرکز تحقیقات اقتصادی پراگ چک و کریستوفر وودروف از مرکز توسعه بین المللی دانشگاه آکسفورد با بهره گیری از آمارهای بخش پوشاک بنگلادش به بررسی شکاف دستمزد زنان و مردان پرداخته اند. در این مطالعه از آمارهای رسمی به ثبت رسیده از بیش از 80 هزار نیروی کار در 70 کارخانه بزرگ تولید پوشاک کشور بنگلادش استفاده شده است. آمارهای مذکور از اطلاعات دستمزد به صورت الکترونیک به ثبت رسیده در کارخانه ها به دست آمده اند، بنابراین با کمترین خطا همراه هستند. این مقاله که در «اداره ملی تحقیقات اقتصادی»، نهادی خصوصی و غیرانتفاعی پیشگام در ارائه تحقیقات اقتصادی مستقر در ماساچوست آمریکا، به چاپ رسیده است، سعی دارد ادبیات حوزه شکاف دستمزد جنسیتی را در دو جبه پیش ببرد. ابتدا نشان داده می شود که شکاف دستمزدی مشاهده شده در بنگلادش مشابه چیزی است که ادبیات وسیع مطالعه روی کشورهای توسعه یافه آن را یافته اند. جبهه دوم بیشتر جنبه روش شناسانه دارد. درحالی که عمده مطالعات اخیر روی کشورهای توسعه یافته با بهره گیری از ردیابی آمارهای نیروی کار در طول زمان بوده است، در این مقاله این آمارها در کنار اطلاعات به دست آمده از نظرسنجی از کارگران قرار می گیرد تا علل شکاف دستمزد از دو کانال رشد دستمزدهای درون کارخانه ای و جابه جایی نیروی کار بین کارخانه ها تبیین شود. این اتفاق کمک می کند تا درکی کامل و جزئی از اجزای مسبب شکاف دستمزد حاصل شود. با توجه به اینکه در کشورهای با درآمد پایین ردیایبی اطلاعات نیروی کار در مشاغل مختلف به ندرت اتفاق می افتد، این موضوع اهمیت دو چندان می یابد. براساس آمارهای بخش پوشاک بنگلادش، در میان مشاغل غیردولتی شکاف دستمزد میان زنان و مردان در مجموع حدود هشت درصد است، رقمی بسیار نزدیک با آنجه در کشورهای توسعه یافته  به دست آمده است. گفتنی است تمام نیروی کار مشمول نمونه مورد بررسی این مقاله، در موقعیت شغلی و دستمزدی مشابه وارد بخش پوشاک شدند. بنابراین، شکاف دستمزد به مرور زمان با رشد متفاوت دستمزد زنان و مردان، و همچنین دوام بیشتر مردان  بر سر مشاغل، رخ می دهد. آمارهای این مقاله فعالیت شغلی کارگران را تنها در کارخانه های فعلی آنها رصد می کند. این درحالی است که حدود پنج درصد از کل مردان و چهار درصد از کل زنان نمونه مورد بررسی هر ماه کارخانه تولیدی خود را تغییر داده اند. شواهد غیررسمی حاکی از آن است که این جابه جایی ها اغلب با افزایش قابل توجه دستمزد همراه هستند.  به خاطر اینکه درآمارها جابه جایی کارگران به کارخانه های دیگر لحاظ نشده است، افزایش دستمزد ناشی از هم به تبع به طور مستقیم قابل رویت نیست. بنابراین مجموع رشد دستمزد مستقیماً قابل مشاهده نیست، با این حال با افزودن اطلاعات به دست آمده از نظر سنجی از کارگران می توان مجموع رشد دستمزد و اجزای تشکیل دهنده آن را به تفکیک افزایش دستمزد ناشی از تغییر شغل بین کارخانه ها و ارتقای شغلی درون کارخانه ها مورد ارزیابی قرار داد. طبق یافته ها، مردان سریع تر موقعیت های شغلی اولیه خود را ترک می کنند. در نتیجه، دستمزد آنها حدود 60 تا70 درصد سریع تر در مراحل اولیه حرفه ای رشد می کند. این پیشرفت اولیه سریع مردان را می توان به طور کامل به واسطه سرعت  بالاتر ترفیعات شغلی درون کارخانه ای و برون کارخانه ای توضیح داد. در مراحل بعدی و پایانی دوران شغلی مردان اما تقریباً تمام رشد دستمزد آنها منشأ داخلی (درون کارخانه ای) می یابد، و تفاوت چندانی در رشد دستمزد زنان و مردان ملاحظه نمی شود. بنابراین رشد شکاف دستمزد میان مردان در سال های اولیه اشتغال تشدید می شود و در سال های انتهایی دوره حرفه ای آنها هموار می شود. به طور میانگین برای کل دوران شغلی حدود 40 تا 50 درصد از رشد دستمزد زنان و مردان را می توان ناشی از جا به جایی بین کارخانه ها دانست. آمارهای بخش تولید پوشاک بنگلادش نشان می دهد تغییر شغل و ترفیعات بین کارخانه ها عمدتاً درسال های اولیه اشتغال رخ می دهد، یافته ای که با مطالعات مربوط به بازار نیروی کار آمریکا نیز سازگار است. در گام بعدی با بهره گیری از مجموعه ای غنی از اطلاعات ثبت شده در کارخانه ها و نظرسنجی از یک نمونه از کارگران، علل ایجاد شکاف دستمزد مورد ارزیابی قرار می گیرد.

در این باره برای 16 کارخانه، اطلاعات جزئی از مهارت ها و بهره وری نیروی کار به ثبت رسیده است. براین اساس نشان داده می شود که تفاوت در مهارت کارگران حدود 40 تا 50 درصد از شکاف دستمزد و تفاوت درترفیعات داخلی این کارخانه ها را توضیح می دهد. با توجه به روابط بالاتر مردان یا برخی تبعیض ها ضد زنانف به نظر می رسد مهارت های مردان ترفیع یافته در سطحی پایین تر از زنان ارتقای شغل یافته قرار داشته باشد. با این حال آمارهای این مقاله، ادعایی خلاف این واقعیت را نشان می دهد: با در نظر گرفتن سطح مشابه دستمزد، مردان مهارت های بالاتری دارند. این ادعا با فروضی همچون مردان سریع تر مهارت های خود را ارتقا می دهند یا برای ترفیع شغلی خود از فرصت ها بهتر استفاده می کنند، نیز سازگار است. البته این احتمال وجود دارد که سرعت بالاتر اکتساب مهارت توسط مردان خود ناشی از برخی تبعیض ها باشد؛ اولف کارخانه ها ممکن است سرمایه گذاری بیشتری در مهارت آموزی نیروی کار مرد داشته باشند؛ و دوم، این فرضیه که زنان شاغل در این بخش به ندرت به پست های نظارتی و سرپرستی ترفیع می یافند. در این رابطه اطلاعات نظر سنجی تفاوتی را در سرمایه گذاری برای مهارت آموزی مردان و زنان نشان نمی دهد، بلکه حتی زنان مشارکت کننده در این نظرسنجی با احتمال بیشتری گزارش می کنند که فرصت هایی برای ارتقای مهارت هایش در اختیارشان قرار گرفته است. با توجه به اهمیت ترفیعات درون کارخانه ای و برون کارخانه ای برای پیشرفت شغلی زنان و مردان، باید دید تا چه حد مهارت و ویژگی های نیروی کار در این ترفیعات نقش دارد. به طور کلی یافته ها حاکی از آن است که مردان سرعت مهارت آموزی شغلی بالاتری دارند و در مشاغل پیچیده یا با نیاز به قدرت فیزیکی، سطح مهارت آنها بیشتر است. طبق یافته های مقاله، در حالی که حتی در مشاغل هم سطح ممکن است در مهارت زنان و مردان تفاوت وجود داشته باشد، اما تفاوت در ترفیع شغلی درون کارخانه ای زنان و مردان را نمی توان به طور کامل توسط سطح مهارت آنها توضیح داد. این یافته ما را به دومین عامل از سه مولفه ایجاد شکاف جنسیتی سوق می دهد: تفاوت در محدودیت هایی که زنان و مردان به خاطر تعهدات خارج از محل کارشان با آن مواجه هستند. یکی از عللی که ادبیات این حوزه برای شکاف جنسیتی بازار نیروی کار مطرح می کند، وظایف و تعهدات خانوادگی است. در نمونه مورد بررسی مقاله، 70 درصد از مردان و 80 درصد از زنان متاهل هستند. در این باره انتظار می رود زنان متاهل نسبت به مجردها با چالش های بیشتری برای تغییر شغل خود مواجه باشند، چرا که زمان و انرژی افزونتری برای انجام کارهای منزل صرف می کنند. طبق مطالعات در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، محدودیت های خانوادگی عاملی مهم در ایجاد شکاف دستمزد میان زنان و مردان است. با این حال، نمونه مورد بررسی کشور بنگلادش حاکی از آن است که این عامل نقشی کمرنگ تر ایفا می کند. به عبارتی سطح دستمزد، افزایش دستمزد و نرخ جابه جایی بین شغلی نیروی کار زن متاهل یا با فرزند تفاوت جندانی با زنان مجرد یا بدون فرزند ندارد. درعوض برخی شواهد حاکی از آن است که مردان متاهل نسبت به همتایان مجرد خود رشد دستمزد و نرخ جابه جایی و ترفیع شغلی بالاتری دارند، شواهدی که با یافته های مطالعات مربوط به کشورهای توسعه یافته نیز سازگار است. طبق برآوردهای مقاله، سرعت تغییر شغل زنان از کارخانه ای به کارخانه دیگر 30 درصد نسبت به مردان کمتر است، به این معنی که زنان در طول دوره حرفه ای خود 7/0 سال بیشتر در هر کارخانه می مانند. زمانی که اثرات متاهل یا مجرد بودن زنان برآوردها لحاظ می شود، این ارقام تغییر معناداری نمی کنند. با این حال زمانی که اثرات ازدواج برای هر دوزنان و مردان لحاظ می شود، شکاف ترفیع شغلی داخلی میان آنها کاهش می یابد و از لحاظ آماری بی معنی می شود. این اتفاق بدان خاطر است که مردان متاهل نسبت به همتایان مرجد خود با احتمال بیشتری ارتقای شغلی می یابند، درحالی که ارتقای شغلی زنان متاهل و مجرد یک کارخانه برابر است. از طرفی تفاوت سال هایی که مردان و زنان متاهل در یک کارخانه سپری می کنند نسبت به مردان و زنان مجرد دو برابر است. بنابراین طبق آمارها، ازدواج انگیزه و فرصت های مردان را تغییر می دهد، در حالی که تاثیر چندانی بر جابه جایی شغلی زنان ندارد. این یافته ها از بخش تولید پوشاک بنگلادش با نتایج مطالعات روی کشورهای توسعه یافته سازگار است که روایت می کنند ازدواج رزق و روزی مردان را زیاد می کند. تغییر شغل همچنین در صورتی که کارگران به شرکت هایی بروند که به طور میانگین دستمزدهای بالاتر دارند، می تواند به درآمدهای بالاتر منجر شود. بررسی بازار نیروی کار کشورهای توسعه یافته نشان می دهد بیش از 40 درصد پویایی شکاف دستمزد طول دوره زندگی زنان  و مردان به خاطر این است که مردان بهتر می توانند به شرکت هایی بروند که پرداختی های بالاتر از میانگین دارند. در مجموع می توان گفت آمارها تصویری سازگار را ارائه می کنند. مردان متاهل نسبت به همتایان مجرد خود با احتمال بیشتری موفق به جابه جایی شغلی بین کارخانه ها می شوند، حتی با احتمال بیشتری نسبت به زنان. با درنظر گرفتن موقعیت شغلی یکسان، مردان نسبت به زنان مهارت بیشتری کسب می کنند. در فرآیندهای شغلی پیچیده نیز به نظر می رسد مردان مزیت بالاتری نسبت به زنان داشته باشند. از طرفی یافته ها، شواهد اندکی از اثرگذاری تعهدات خانوادگی ـ که با وضعیت تاهل یا داشتن فرزند سنجیده می شود ـ بر جابه جایی شغلی زنان ارائه می کنند. بنابراین به نظر می رسد در بخش تولید پوشاک بنگلادش مردان انگیزه های قوی تری برای رسیدن به موقعیت های شغلی بالاتر دارند. این ادعا با فروضی همچون مردان سریع تر مهارت های خود را ارتقا می دهند یا برای ترفیع شغلی خود از فرصت ها بهتر استفاده می کنند، نیز سازگار است. البته این احتمال وجود دارد که سرعت بالاتر اکتساب مهارت توسط مردان خود ناشی از برخی تبعیض ها باشد: اول، کارخانه ها ممکن است سرمایه گذاری بیشتری در مهارت آموزی نیروی کار مرد داشته باشند؛ و دوم، این فرضیه که زنان شاغل در این بخش به ندرت به پست های نظارتی و سرپرسی ترفیع می یابند. در این رابطه اطلاعات نظرسنجی تفاوتی را در سرمایه گذاری برای مهارت آموزی مردان و زنان نشان نمی‌ دهد، بلکه حتی زنان مشارکت کننده در این نظرسنجی با احتمال بیشتری گزارش می کنند که فرصت هایی برای ارتقای مهارت هایشان در اختیارشان قرار گرفته است. با توجه به اهمیت ترفیعات درون کارخانه ای و برون کارخانه ای برای پیشرفت شغلی زنان و مردان، باید دید تا چه حد مهارت و ویژگی های نیروی کار در این ترفیعات نقش دارد. به طور کلی یافته ها حاکی از آن است که مردان سرعت مهارت آموزی شغلی بالاتری دارند و در مشاغل پیچیده یا با نیاز به قدرت فیزیکی، سطح مهارت آنها بیشتر است. طبق یافته های مقاله، درحالی که حتی در مشاغل هم سطح ممکن است در مهارت زنان و مردان تفاوت وجودداشته باشد، اما تفاوت در ترفیع شغلی درون کارخانه ای زنان و مردان را نمی توان به طور کامل توسط سطح مهارت آنها توضیح داد. این یافته ما را به دومین عامل از سه مولفه ایجاد شکاف جنسیتی سوق می دهد: تفاوت در محدودیت هایی که زنان و مردان به خاطر تعهدات خارج از محل کارشنان با آن مواجه هستند. یکی از عللی که ادبیات این حوزه برای شکاف جنسیتی بازار نیروی کار مطرح می کند، وظایف و تعهدات خانوادگی است. در نمونه مورد بررسی مقاله، 70 درصد از مردان و 80 درصد از زنان متاهل هستند. در این باره انتظار می رود زنان متاهل نسبت به مجردها با چالش های بیشتری برای تغییر شغل خود مواجه باشند، چرا ک زمان و انرژی افزون تری برای انجام کارهای منزل صرف می کنند. طبق مطالعات در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، محدودیت های خانوادگی عاملی مهم در ایجاد شکاف دستمزد میان زنان و مردان است. با این حال، نمونه مورد بررسی کشور بنگلادش حاکی از آن است که این عامل نقشی کمرنگ تر ایفا می کند. به عبارتی سطح دستمزد، افزایش دستمزد و نرخ جابه جایی بین شغلی نیروی کار زن متاهل یا با فرزند تفاوت چندانی با زنان مجرد یا بدون فرزند ندارد. در عوض برخی شواهد حاکی از آن است که مردان متاهل نسبت به همتایان مجرد خود رشد دستمزد و نرخ جا به جایی و ترفیع شغلی بالاتری دارند، شواهدی که با یافته مطالعات مربوط به کشورهای توسعه یافته نیز سازگار است. طبق برآوردهای مقاله، سرعت تغییر شغل زنان از کارخانه ای به کارخانه دیگر 30 درصد نسبت به مردان کمتر است، به این معنی که زنان در طول دوره حرفه‌ای خود 7/0 سال بیشتر در هر کارخانه می مانند. زمانی که اثرات متاهل یا مجرد بودن زنان در برآوردها لحاظ می شودف این ارقام تغییر معناداری نمی کنند. با این حال زمانی که اثرات ازدواج برای هر دو زنان و مردان لحاظ می شود، شکاف ترفیع شغلی داخلی میان آنها کاهش می یابد و از لحاظ آماری بی معنی می شود. این اتفاق بدان خاطر است که مردان متاهل نسبت به همتایان مجرد خود با احتمال بیشتری ارتقای شغلی می یابند، در حالی که ارتقای شغلی زنان متاهل و مجرد یک کارخانه برابر است. از طرفی تفاوت سال هایی که مردان و زنان متاهل در یک کارخانه سپری می کنند نسبت به مردان و زنان مجرد دو برابر است. بنابراین طبق آمارها، ازدواج انگیزه و فرصت های مردان را تغییر می دهد، در حالی که تاثیر چندانی بر جابه جایی شغلی زنان ندارند. این یافته ها از بخش تولید پوشاک بنگلادش با نتایج مطالعات روی کشورهای توسعه یافته سازگار است که روایت می کنند ازدواج رزق و روزی مردان را زیاد می کند. تغییر شغل همچنین در صورتی که کارگران به شرکت هایی بروند که به طور میانگین دستمزدهای بالاتر دارند، می تواند به درآمدهای بالاتر منجر شود. بررسی بازار نیروی کار کشورهای توسعه یافته نشان می دهد بیش از 40 درصد از پویایی شکاف دستمزد طول دوره زندگی زنان و مردان به خاطر این است که مردان بهتر می توانند به شرکت هایی بروند که پرداختی های بالاتر از میانگین دانرد. در مجموع می توان گفت آمارها تصویری سازگار را ارائه می کنند. مردان متاهل نسبت به همتایان مجرد خود با احتمال بیشتری موفق به جابه جایی شغلی بین کارخانه ها می شوند، حتی با احتمال بیشتری نسبت به زنان، با در نظر گرفتن موقعیت شغلی یکسان، مردان نسبت به زنان مهارت بیشتری کسب می کنند. در فرآیندهای شغلی پیچیده نیز به نظر می رسد مردان مزیت بالاتری نسبت به زنان داشته باشند. از طرفی یافته ها، شواهد اندکی از اثرگذاری تعهدات خانوادگی ـ که با وضعیت تاهل یا داشتن فرزند سنجیده می شودم ـ برجا به جایی شغلی زنان ارائه می کنند.  بنابراین به نظر می رسد در بخش تولید پوشاک بنگلادش مردان انگیزه های قوی تری برای رسیدن به موقعیت های شغلی بالاتر دارند.

  • سخن پایانی

در این گزارش مقاله ای از نظر گذشت که به ادعای نویسندگان آن اولین مطالعه از شکاف دستمزد زنان و مردان در کشورهای در حال توسعه با بهره گیری از آمارهای رسمی است. دراین مقاله از اطلاعات به ثبت رسیده در کارخانه های صادرات محوری استفاده شده است که نماینده یکی از موفق ترین بخش های صادراتی جهان در چند دهه اخیر به حساب می آیند. به عقیده اقتصاددانان، تولیدات صادراتی جهان در چند دهه اخیر به حساب می آیند.

به عقیده اقتصاددانان، تولیدات صادراتی یکی از معدود استراتژی های توسعه است که رشد اقتصادی پایدار را با خود به ارمغان می آورد. البته انتقادات گسترده ای نیز از تولید کنندگان صادر کننده وجود دارد مبنی بر اینکه حقوق و استانداردهای حمایتی نیروی کار خود را نادیده می گیرند. با این حال صرف نظر از این واقعیت ها در مقاله فوق الذکر از آمارهای جزئی کارخانه های صادر کننده پوشاک بنگلادش برای ارزیابی شکاف دستمزد میان زنان و مردان استفاده شد. البته به دلیل فقدان اطلاعات با کیفیت امکان ردیابی حرفه نیروی کاری که کارخانه ها را ترک کردند وجود ندارد. بنابراین هرچند طبق آمارهیا به ثبت رسیده ترفیع شغلی درون کارخانه ای قابل مشاهده است اما نمی توان ترفیعات خارج از کارخانه و خارج از صنعت را ردیابی کرد. با این حال با انجام نظرسنجی از کارگران این مشکل نیز تا حدی رفع و برآورد ارتقای شغلی داخل و خارج از کارخانه ها امکان پذیر شد. طبق براوردها نرخ ترفیع بین کارخانه های زنان و مردان نسبت به ترفیعات داخلی در رده های پایین شغلی محتمل تر است، درحالی که این تفاوت در پست های بالاتر به صفر میل می کند. درخصوص شکاف دستمزد میان زنان و مردان، به نظر می رسد یافته های این مقاله تصویری منطقی و شفاف ارائه می کند. با ارائه تعریفی جزئی از موقعیت های شغلی، یافته های مقاله ها حاکی از آن است که مردان به طور میانگین هشت درصد بیشتر از زنان دستمزد دریافت می کنند. با فرض اینکه مردان و زنان در ابتدای ورود به صنعت موقعیت شغلی یکسان دارند، تقریباً نیمی از شکاف دستمزد به خاطر این است که مردان دوره طولانی تری را در صنعت می مانند و در نتیجه زمان بیشتری برای کسب مهارت و دستیابی به ارتقای شغلی دارند. باقی شکاف دستمزد نیز به این واقعیت باز می گردد که ارتقای شغلی مردان با سرعت بالاتری اتفاق می افتد. در نهایت به طور شگفت انگیزی یافته ها حاکی از آن هستند که نرخ پایین جا به جایی شغلی زنان چندان متاثر از وضعیت تاهل یا فرزندآوری آنان نیست.

 

منبع: تجارت فردا
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

دیدگاه تان را بنویسید

 

دیدگاه

توسعه