ارسال به دیگران پرینت

فراق مهاجرت مغزها | تولید علمی جهان چگونه از محدودیتهای مهاجرتی صدمه دید؟

در حالی که استعدادها ممکن است هر کجای این کره خاکی متولد شوند، اما مکانهای معدودی در پروراندن این استعدادها تخصص یافته اند.

در حالی که استعدادها ممکن است هر کجای این کره خاکی متولد شوند، اما مکانهای معدودی در پروراندن این استعدادها تخصص یافتهاند. به عنوان مثال، ارسطو از شمال یونان به آتن رفت تا در کلاسهای درس افلاطون حضور یابد و سپس عازم مقدونیه شد تا اسکندر مقدونی را تحت تعلیم خود قرار دهد. تازهتر و در دهههای اخیر امریکا به یکی از قطبهای جذاب برای استعدادهای خارجی تبدیل شده و نقشی پررنگ در شبکه جهانی دانش و فعالیتهای علمی ایفا میکند. با این حال شیوع طاعون «کووید 19» و محدودیتهای مهاجرتی که اخیرا در آمریکا معرفی شد (توسط دولت دونالد ترامپ) در کنار عامل دیرینه چالشهای مالی، ممکن است اثرات منفی بر فعالیت های علمی جهان بگذارد. در حالی که تاکنون مطالعات مختلفی پیرامون اثرات منفی محدودیتهای مهاجرتی آمریکا بر رقابتپذیری این کشور در حوزه علم و نوآوری صورت گرفته، اما توجه کمی به فهم چگونگی اثرگذاری موانع مهاجرتی امریکا بر فعالیت های علمی جهان شده است. بر این اساس در این یادداشت مطالعه ای از نظر میگذرد که سعی دارد آثار محدودیت های مهاجرتی (با تمرکز بر محدودیتهای معرفی شده در آمریکا) را بر تولید دانش جهانی بیازماید و در پی ان مشخص کند که کدام اقدامات سیاستی احتمالا به پیشرفت مرزهای دانش جهانی کمک میکند. 

مقدار کمی اثرگذاری محدودیت های مهاجرتی بر جریان بینالمللی علم و دانش هنوز نیز ناواضح است، عمدتا به خاطر دشواری جمعآوری اطلاعات به هم مرتبط حوزه های مهاجرت و تولیدات علمی در مقیاس جهانی. البته با توجه به نقشآفرینی برجسته جریان های مهاجرتی در فعالیتهای نوآورانه جهان، به نظر میرسد تبیین اثرگذاری موانع مهاجرتی آمریکا بر پیشرفت جهانی علوم لازم و به موقع باشد. وابستگی شدید فعالیت های علمی به جریان بینالمللی اشخاص و ایدهها، چهارچوب این فعالیتها را روزافزون به سمتی سوق میدهد ک بیشترین بهره از همکاریهای بینالمللی برده شود.

شواهد حاکی از ان است که جوانان کشورهای در حال توسعه که استعدادی مشابه با همتایان خود در کشورهای توسعه یافته دارند، در طول زندگی خود کمتر موفق به کمک به پیشرفت مرزهای دانش جهانی میشوند. بنابراین با برداشتن موانع مهاجرت این جوانان به جاهایی که استعدادشان شکوفا میشود، ظاهرا بهره علمی عظیمی نصیب جامعه جهانی میشود. این در حالی است که تحولات اخیر همچون شیوع طاعون «کووید 19» و تغییر در سیاستهای مهاجرتی امریکا موانع را بر سر راه مهاجرتهای بینالمللی بلندتر کرده است. به عنوان مثال، ویزاهای تحصیلی در ایالات متحده (نوع F1) بین سالهای مالی 2019 تا 2020 کاهشی 70 درصدی یافت. گفتنی است بسیاری از مهاجرانی که به خاطر موانع مهاجرتی و مسافرتی اخیر نمیتوانند برای کار و تحصیل به آمریکا بروند، سهم قابل توجهی از با استعدادترین مردم جهان به حساب میآیند.

در مقالهای که چهار اقتصاددان با نامهای روچیر آگاروار از «صندوق بینالمللی پول»، پاترک گول و جف اسمیت از «دانشگاه بَث» انگلیس و آینا گانگولی از «دانشگاه ماسچوست آمهرست» امریکا در «موسسه اقتصاد نیروی کار آیزدای» به چاپ رساندهاند، مقدار کمی اثرگذاری موانع مهاجرتی آمریکا بر پیشرفت جهانی علوم مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این مقاله برای ارزیابی پیشرفت علمی از مجموعه اطلاعات جمعآوری شده از برندگان جایزه نوبل، مدالآوران فیلدز (مدالی که مشهور به نوبل ریاضیات است) و شرکت کنندگان در المپیاد بینالمللی ریاضی استفاده شده است. این مجموعه اطلاعات شامل تاریخچه حرفهای زندگی، مهاجرت و دستاوردهای علمی دو هزار و 200 مدالآور المپیاد جهانی ریاضی از یکصد کشور جهان نیز میشود.

به طور خلاصه یافته های این مقاله چهار پیام دارد. اول، با استفاده از اطلاعات مربوط به برندگان جایزه نوبل و مدالآوران فیلدز نتیجه گرفته میشود که مهاجران به امریکا نقش محوری در شبکه دانش جهانی دارند، با سهم 20 تا 33 درصدی از این نخبگان دوم، با بهرهگیری از اطلاعات مربوط به شرکت کنندگان و برندگان المپیاد جهانی ریاضی نشان داده میشود که مهاجران به آمریکا بهرهوری بالاتری نسبت به مهاجران به سایر کشورها دارند: مهاجران به آمریکا چهار برابر و مهاجران به انگلیس بیش از دو برابر بهرهورتر از همتایان خود که مهاجرت نکردهاند، هستند. سوم «تامین مالی هزینهها» یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از مهاجرت استعدادها به آمریکاست. در میان کسانی که از کشورهای در حال توسعه در المپیاد ریاضی شرکت کردند، 66 درصد آرزوی تحصیل در آمریکا را داشتند، در حالی که تنها 25 درصد آرزوی خود را جامه عمل پوشاندند. و چهارم، یافتههای این مقاله حاکی از آن است که مشوقهای خاصی که باعث پایین آوردن مرزهای مهاجرتی به آمریکا میشوند – شامل رسیدگی به محدودیتهای مالی برای استعدادهای خارجی برتر – میتواند تولیدات علمی جهان توسط استعدادهای آینده را تا 44 درصد افزایش دهد.

الگوهای مهاجرتی استعدادهای جهان

الگوی مهاجرتی برندگان جایزه نوبل، چشماندازی روشن از شبکه مدرن دانش جهانی فراهم میسازد. در شکل 1 جریان مهاجرتی برندگان نوبل رشته های شیمی، فیزیک و شیمی به تصویر کشیده شده است. در این تصویر، گرهها یا دایرهها، کشورهای محل تولد و کشورهای محل سکونت هنگام دریافت جایزه نوبل برندگان هستند. خطوط جهت داری که این گره ها را به هم متصل میکنند نیز جریان مهاجرتی را نشان میدهد، جایی که خطوط ضخیمتر بیانگر شدت بیشتر مهاجرت هستند. همانطور که در شکل مشاهده میشود، چند کشور معدود که درآمد سرانه بالا دارند، نظیر آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان قطبهای جذاب برای استعدادهای کشورهای مختلف (عموما کشورهای با درآمد متوسط) به شمار میروند. از لحاظ کمی، نقش آمریکا در این شبکه، محوری است. مهاجران به آمریکا سهمی یک پنجمی (20 درصدی) از برندگان جایزه نوبل جهان دارند. این یافته با نتایج مطالعات پیشین نیز سازگار است، مبنی بر اینکه عمده استعدادهای برتر جهان به آمریکا مهاجرت میکنند، در حالی که تنها اندکی از آنها به کشورهای زادگاه خود بازمیگردند (وینبرگ 2011 و کِر 2018). با این حال ارزیابی نوبلیستها ممکن است همراه با تورش باشد، چرا که این افراد عمدتا موفقیت علمی خود را مدیون تجارب تحصلی هستند، و اشخاص نخبه و با استعدادی که به مدارج بالای علمی دست نمییابند به ندرت در این گروه قرار میگیرند. برای مثال، در نمونه مورد بررسی برندگان نوبل، تنها یک فرد متولد گروه کشورهای کمدرآمد یا پایینتر از درآمد متوسط است. بدین منظور برای کاهش این تورش کاذب، میتوان نمونهای از افراد با استعدادی را مدنظر قرار داد که استعداد خود را در اوایل جوانی نمایان میسازند: مدالآوران المپیاد در پیشبرد مرزهای دانش دارند. برای مثال، احتمال اینکه برندگان مدال طلای المپیاد ریاضی برند مدال فیلدز ریاضیات هم شوند پنج برابر بیشتر از دانشآموختگان دکترای رشته ریاضی در 10 دانشگاه برتر جهان است. با این حال هرچند مشارکت کنندگان از کشورهای در حال توسعه در المپیاد جهانی ریاضی موفقتر هستند اما با احتمال کمتری نسبت به همتایان خود در کشورهای توسعه یافته میتوانند مرزهای دانش را جابهجا کنند. در شکل 2، جریان مهاجرتی برندگان مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی بین سالهای 1981 تا 2000 میلادی ترسیم شده است. همانند برندگان نوبل، آمریکا مقصدی جذاب برای طلاییهای المپیاد جهانی که در سایر کشورها متولد میشوند، به شمار میرود، البته با این تفاوت که در اینجا زادگاه استعدادهای مهاجر عمدتاً کشورهای کمدرآمد و کمتر از درآمد متوسط است. به علاوه تعداد مدالآورانی که در امریکا زندگی میکنند پنج برابر بزرگ تر از مدالآوران متولد این کشور است، نسبتی بسیار بالا در مقایسه با سایر کشورها (شکل 3). گام بعدی اندازهگیری نقش مهاجران – به خصوص آنهایی که به امریکا مهاجرت میکنند- در جابهجایی مرزهای علمی جهان است. منظور ار مرزهای علمی در اینجا دستاوردهای جدید و پیشگام در حوزههای مختلف علوم است. بدین منظور، برندگان سالهای 2001 تا 2019 جایزه نوبل رشتههای فیزیک، شیمی و پزشکی و همچنین مدالآوران سالهای 1990 تا 2018 فیلدز ریاضیات مورد ارزیابی قرار میگیرند. یافتهها حکایت از آن دارد که 21 درصد از برندگان  جایزه نوبل و 33 درصد از مدالاوران فیلدز، مهاجران به آمریکا هستند. 11 درصد از دیگر نوبلیستها و 30 درصد دیگر مدالآوران فیلدز هم از مهاجران به سایر کشورها هستند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که مهاجرت نقشی مهم در تولید جهانی علم و دانش دارد. و آمریکا به عنوان مقصد جذاب مهاجرت در این نقشآفرینی بازیگر اصلی است.

سخن پایانی

با بهرهگیری از طیفی از دادههای نو، در این یادداشت چگونگی اثرگذاری موانع مهاجرتی بر تولیدات علمی جهان از نظر گذشت. لُب کلام هم این است که موانع مهاجرتی – که یکی از عوامل اصلی آن مسائل مالی است – مانع از پروراندن کامل پتانسیلهای استعدادهای جهانی میشود، امری که به پیشرفت علمی جهان لطمه میزند.

ارزیابی چرایی و چگونگی اهمیت محدودیتهای مهاجرتی که در آمریکا معرفی شد آنگونه که در این یادداشت بهره گرفته شد از منظر چارچوب علم و دانش جهان امری به موقع و در خور بود. با جلوگیری از تحصیل و اشتغال شمار فراوانی از درخشانترین استعدادهای جهانی در جایی که بهرهوری آنها حداکثر است، موانع مهاجرتی احتمالا به هر دو افراد با استعداد و پیشرفت علمی جهان صدمه میزند. حتی در نبود سیاستگذاری و نااطمینانیهای محدود کننده مهاجرت، جامعه آمریکا به خاطر شیوع طاعون «کووید 19) با کاهش مهاجران ورودی مواجه شده است. به علاوه با توجه به سیر رو به رشد ملیگرایی، در آینده ممکن است مرزهای این کشور به روی مهاجران بستهتر شود. این تحولات مقیاس تهدیدات متوجه پیشرفتهای علمی را قابل توجهتر میکند.

با نگاه به آینده و در بلندمدت، احتمالا قطب های جاذب جدیدی برای استعدادهای جهان غیر از امریکا ظهور میکند، اتفاقی که تحول در ساختار و عملکرد شبکه جهانی دانش را به دنبال دارد. یک عامل کلیدی که احتمالا باعث بهرهوری بالاتر مهاجران به آمریکا نسبت به سایرین شده اسن است که آنها با سایر استعدادهای مهاجر به این کشور تعامل بیشتری می یابند. به طور مشابه، بخشی از اینکه آمیرکا قبله امال بسیاری از استعدادهای جهانی است به این موضوع مربوط میشود که سایر استعدادها نیز به این کشور مهاجرت میکنند. هیچ دلیلی وجود ندارد که این ساز و کار در کشورهایی همچون انگلیسف آلمان، سوئیس، کانادا، سنگاپور، پین یا امارات اتفاق نیفتد. البته برای اینکه یک کشوربتواند خود را به عنوان یک قطب برای استعدادها معرفی کند، رسیدگی به محدودیت های مالی اولویت مالی است. برداشتن این گام به تنهایی میتواند جریان جهانی مهاجرت استعدادها را کاملا تغییر دهد.

با توجه به استراتژی هدفمند برخی دانشگاههای آمریکا در به کارگیری استعدادهای خارجی به واسطه ارائه کمک هزینه و امکانات تحصیلی (همچون ام آی تی که 25 درصد از شرکت کنندگان در المپیاد جهانی ریاضی مورد بررسی در این مقاله را جذب کرده است)، موفقیت ایاقات متحده در جذب برترین استعدادهای جهانی دور از انتظار نبود. بنابراین اگر سایر کشورها بتوانند این مدل «آمریکا – ام آی تی» را برای خود جور کنند، آثار منفی محدودیتهای مهاجرتی آمریکا بر پیشرفت علمی جهان احتمالا تسکین مییابد. مدل «آمریکا – ام آی تی» ترکیبی است از: الف- ثبات در باز بودن مرزهای مهاجرت؛ ب- اعطای کامل هزینه تحصیلی به استعدادهای برتر (به خصوص به آنهایی که از کشورهای کمدرآمد میآیند)؛ و ج- معرفی یک دانشگاه رده بالا به عنوان خانه استعدادهای جهان.

با این حال هر دو عامل اقتصاد سیاسی و چالشهای بودجه ای ممکن است شرایط را برای سایر کشورها در دستیابی همزمان به این سه عامل سخت کند. البته ممکن است فرصتهای دستیافتنی دیگری برای جامعه علمی جهان وجود داشته باشد. برای مثال، اقدام اخیر برخی از دانشگاههای برجسته در ایجاد پردیسهای آکادمیک در کشورهایی که مرزهای باز دارند، میتواند به هموارسازی این مسیر کمک کند. به عنوان نمونه، مراکزی همچون دانشگاه نیویورک در ابوظبی یا دانشگاه ملی ییل در سنگاپور دانشگاههای مطلوب استعدادهای مشارکت کننده در نظرسنجی این مقاله معرفی شدهاند. مدل دیگر همانی است که از سوی دولت برزیل طراحی و اجرا شد: «موسسه دولتی ریاضیات محض و کاربردی» که به قطبی برای استعدادهای قاره آمریکای جنوبی تبدیل شده است. بنابراین تغییر جغرافیایی مراکز یادگیری میتواند یک روش جایگزین برای غلبه بر آثار سوء بالا آمدن مرزهای مهاجرتی بر پیشرفت علوم باشد. تقویت مراکز تحصیلی در کشورهای در حال توسعه به منظور پرورش و شکوفاسازی استعدادهای ملی آن کشور نیز کمک کننده خواهد بود.

موانع مهاجرت – خصوصا چالشهای مالی که اخیرا شیوع کرونا و اجرای سیاستهای ملی گرایانه به آن اضافه شده است – ناخواسته بسیاری از اشخاص مستعد را از به بلوغ رساندن استعدادهایشان محروم میسازد. فراتر از این، چنین موانعی جوانهای با استعداد را وادار به تحصیل در مکانهایی میکند که مطابق با میل آنان نیست. در این رابطه سیاستگذاران و جوامع علمی جهان باید به موقع اقداماتی را در دستور کار قرار دهند تا فرصتهایی برابر در اختیار اشخاص مستعد قرار گیرد و شرایط برای پیشرفت روزافزون علم و دانش جهان فراهم شود.

 

 

منبع: تجارت فردا
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

دیدگاه تان را بنویسید

 

دیدگاه

توسعه