ارسال به دیگران پرینت

پورنوگرافی و آناتومی ویران سازی

تا به حال شده به عادت هایی که تاکنون کسب کرده اید قدری بیشتر فکر کنید و روی شان تمرکز کنید؟ آنها با چراغ خاموش به ما نزدیک می شوند اما هر کاری که بخواهند می کنند. عادت ها را نباید دست‌کم گرفت. آنها می توانند در پیشبرد کارها به کمک انسان بیایند و زیستن را برایش آسان کنند و مثل یک آلارم، عمل کنند تا آدمی را به انجام کاری دشوار، مشتاق کند. همان کاری که ابتدا انجامش سخت بود حالا برایش عادت شده و می تواند به یک چشم بر هم زدن انجامش دهد.

نویسنده : محمد جواد لسانی 

تا به حال شده به عادت هایی که تاکنون کسب کرده اید قدری بیشتر فکر کنید و روی شان تمرکز کنید؟ آنها با چراغ خاموش به ما نزدیک می شوند اما هر کاری که  بخواهند می کنند. عادت ها را نباید دست‌کم گرفت. آنها می توانند در پیشبرد کارها به کمک انسان بیایند و زیستن را برایش آسان کنند و مثل یک آلارم، عمل کنند تا  آدمی را به انجام  کاری دشوار، مشتاق کند. همان کاری  که ابتدا انجامش سخت بود حالا برایش عادت شده و می تواند به یک چشم بر هم زدن انجامش دهد.  
  در شکل دیگری هم می توان به عادت ها پرداخت؛ همه افراد جامعه، حق دارند که برای استراحت ذهن خود به سمت چیزی بروند که قبلا به آن علاقه وافری نشان داده اند. این تکرار در مراجعه به آن نقطه علاقه، خودبه خود می تواند عادت هایی رنگارنگ به وجود آورد. در اینجا دو دسته عادت شکل می گیرد که برخی سودمند هستند  و پاره ای هم مضر به حال آدم  می شوند. مانند  عادت به تماشای عکس و فیلم که  ممکن است چیز ناپسندی نباشد و به عنوان یک تفریح در اوقات فراغت به حساب آید  اما اگر مشاهده گر بطور دائم بخواهد به سراغ تصاویری برود که عموما مربوط به جنس مخالف است در او حالتی ذهنی ایجاد می کند که با دیدن اندام و حالاتی از آن جنس، به راحتی  تحریک شود و نگاه او، اصطلاحا  «کام جویانه» به شمار رود. این فعالیت چشمی می تواند بخشی از مجموعه مغز به نام دوپامین را فعال کند و برآن بخش، تاثیرگذار باشد و به طور ساده، لذتی گذرا و موقتی را ثبت کند. تا اینجای کار، هنوز بطور ظاهری،  تهدیدی متوجه  شخص نشده است اما تکرار این شیوه خاص از دیدن است که بتدریج  مصیبت بار می شود زیرا  مغز انسان، حسابی ویژه  برای این رفتار باز می کند و دائما می خواهد که رفتار فوق استمرار یابد و نیازی وجودی به تکرار آن، احساس کند. این نیاز درونی بدون تعارف، در مقایسه  با اعتیاد به مواد مخدر، تفاوتی ساختاری ندارد. شاید این سخن، در ابتدای امر برای کسی که آن را می شنود قدری سنگین و رویا پردازانه تلقی شود  اما این  یک حقیقت تلخ است که  از تبدیل شدن  یک انسان آزاد به برده شهوت، گزارشی صادقانه به دست می دهد. 
   اعتیاد به این شیوه از  مشاهده که عموما  پنهانی صورت می گیرد اصطلاحا  «پورنو گرافی» نامیده می شود. این رفتار افراطی سبب می شود که شخص عادت کرده، به یکی از مقدمات رابطه جنسی می رسد اما در این ایستگاه متروکه، همچون شکاری بلند پرواز، گرفتار می ماند. اگرچه هنوز برخی کارشناسان پزشکی ترجیح داده اند  نسبت به  این عارضه، سکوت پیشه کنند یا در راهنمای تشخیصی و آماری خود، آن را یک  «اختلال روانی» تعریف کنند که به شکل ساده ای، طی  یک یا دو  جلسه، قابل درمان‌ است. اما از اینکه آن رفتار  را به طور رسمی، در دسته اعتیاد آوران بخوانند  طفره رفته اند. البته  این نظر همه پزشکان متخصص نیست زیرا شمار قابل ملاحظه ای هم هستند که باور دارند  این رفتار مخفیانه می تواند چند جنبه از زندگی فرد و همچنین خانواده و دوستان و حتی همکاران بیمار را تحت تاثیر شدید خود  قرار دهد و منجر به عواقب ناگواری چون سردی و یخ زدگی در روابط زناشویی شود.
    اعتیاد به پورن با طیف وسیعی از ابزارها و رفتارهای مشابه انجام می شود که می تواند از طریق گجت های مختلفی مانند صفحه کوچک  تلفن همراه یا مونیتور کامپیوتر و همچنین صفحه شفاف لب تاپ شخصی انجام پذیرد. زمانی هم که این وسایل جدید ارتباطی هنوز باب نشده بود معتادان جنسی  با تهیه پر دردسر یک مجله پورن و تورق حریصانه به مقصود خود می رسیدند تا مدت زمان کوتاهی از مواجهه با واقعیت زندگی بگریزند راه دیگری هم برایشان مهیا بود که طرفدار زیادی داشت خرید بلیت برای  تماشای فیلم خاص اغواگری بود که آنها را به سالن های تاریک سینما می کشاند تا یک سانس دوساعته  خود را در رویای  آلوده ای غرق کنند بدون آنکه ارتباطی دو سویه با سوژه خود پیدا کنند. 
  نکته مهمی که در این میان جلوه نمایی می کند این است همه تجربیات اعتیاد آور  یک وجه مشترک دارند چنانچه این رفتارها، بیش از حد تکرار می شوند و موضوع یکسان و پنهانی را دنبال می کنند. به همین دلیل روشن، بر زندگی فرد، تاثیری خلاف اخلاق انسانی برجای می گذارند زیرا محتوای این تصاویر یا فیلم ها، کاملا بی پروا و خارج از ضوابط عرف جامعه  تعریف می شوند و به سبب آنکه تمایل به این امور در شأن هیچ انسانی نیست معمولا این کار پست، در فضایی پر استرس و در خلوت انجام می پذیرد. 
  اعتیاد شدید به تماشای تصاویر برهنه افراد، در گام نخست شوک آور است اما طی یک روند طولانی، درضمیر یک فرد مبتلا، تخریب ایجاد می کند  به طوری که از نظر زمانی و تعداد دفعات این عمل، او هر چه جلوتر پیش   می رود میزان اختیارش، تحت تاثیر این عادت قرار می گیرد تا جایی که دیگر حق انتخاب از او سلب می شود و چنان اراده او ضعیف می شود که تمرد از این کار سخیف، تقزیبا برایش ناممکن می شود. این فروپاشی اراده شخصی، در جنبه ای دیگر از زندگی نیز، او را نسبت به پیشبرد اهداف آرمانی و بلند مدت، سست می کند. این گزارشی از وضعیت انسانی است که گفته می شود شخص مدنظر، فاقد توانایی  تصمیم گیری شده و تعلقی چسبنده به تصاویری خاص پیدا کرده که رهایی از آن برایش دشوار  است. از این پس برای او  دیگر  چیزی یا کسی مهم تر از آن عادت خاص نمی تواند مطرح شود. او اکنون  یک معتاد جنسی تعریف می شود   زیرا  از نظر عاطفی، چنان به پورنوگرافی وابسته شده که لحظات  تنهایی او از حالت طبیعی خارج شده و به نوعی خدشه  به سلامت روحی او وارد آمده زیرا هرچه او  به سوژه های  دست نیافتنی می اندیشد تنش های عصبی او می شود چون او خود را برای  رسیدن به ماده دلخواه، نهایتا  ناکام تلقی می کند و افسوس خوردن از این محرومیت مدام، تاثیراتی مخرب برایش به ارمغان می آورد تا جایی که از این پس می توان نشانه هایی دریافت که او در زندگی روزمره، روابط خانوادگی و اجتماعی ناموفق عمل کند و به عبارت روشن،  دچار نوعی گریز و انفعال شود  و توانایی عملکرد وی در تصمیمات مهم زندگی اش، رفته رفته به تحلیل  رود و خود را موجودی علیل و ناتوان ببیند. 
 این نوع اعتیاد پنهان، ممکن است در هر اقلیمی، شایع باشد زیرا ضریب پیش روندگی آن ارتباطی به  توسعه یافتگی سرزمین اقامتی فرد نداشته باشد. یعنی باید شفاف گفت که ممکن است در هر کشوری حتی ایران، این معضل در حد بالایی پیشرفت کند در حالی که کمتر مسئولی در جلسات خود پیرامون حل این مسئله، دغدغه فکری از خود نشان می دهد. اما نمی توان انکار کرد که عامل فقر شخصی در اقتصاد و فرهنگ می تواند شرایط ابتلای فرد درگیر  را تسریع بخشد. 
    برخی از روانکاوان در جهان هستند که به طور قاطع  این نوع  اعتیاد را تایید کرده و  گرایش به پورنوگرافی و کامجویی از تصاویر اینترنتی را  «اختلال ابرجنسی» نامیده اند. زیرا این نمی تواند یک رفتار جنسی تلقی شود  بلکه آن  اختلالی منجر به اعتیاد فرد است و باید فکری اساسی برای حل آن اندیشید. بی تفاوتی به آن ممکن است موضوع را بغرنج تر سازد. رفتارهایی مانند خود ارضایی و هرز گردی در منابع زیان آور تصویری نکته کوچکی نیست.. ناگفته نماند که اعتیاد به پورنو  در برخی محافل پزشکی  اروپا، موضوعی چالش برانگیز شده است. پاره ای تحقیقات، حاکی از آن است که به هیچ وجه شرایط و حالات شخص در این وضعیت، طبیعی جلوه نمی کند زیرا واکنش به تحریکات جنسی در جای دیگری سوخت می شود و تقریبا چیزی باقی نمی ماند تا انگیزه او را در روابط سالم زناشویی محفوظ دارد. این معضل، رفته رفته تبدیل به یک فاجعه در رابطه های عاشقانه با همسر می شود.  تعبیر  «فاجعه» بدین سبب  به کار برده می شود که
 بعد از تماشای پورنو ، فرد دچار گوشه گیری و پریشانی عاطفی می شود و انگیزه کاری در طول روز، تقریبا از او سلب می شود. این تمام ماجرا نیست زیرا در گام بعدی، 
سبب بروز اختلال در  عملکرد جنسی فرد می شود  و سردی در ایجاد رابطه را تشدید می کند  و ناتوانی جنسی فرد  برای همدم او مشهود می شود. گام سوم که بازهم ناخواسته بر سیرت فرد سایه می افکند اینست که پس از مشاهده پورنو احساسی از  شرم او را فرا می گیرد که شخص را از این عمل تکرار شونده بیزار می کند اما متاسفانه به سبب وابستگی زیاد، این کار پست را ادامه می دهد. او می خواهد  از پورنوگرافی دست بردارد اما ناتوانی در این کار، او را آزار می دهد پس برای تسکین آلام درونی، به خود این رفتار پناه می برد تا  از پورنوگرافی برای مقابله با غم، اضطراب، بیخوابی یا سایر بیماری های روانی استفاده کند. اما این پناهندگی تخدیرکننده، دستاوردی برایش نخواهد داشت. 
  تاکید می شود  هزینه و وقتی از برنامه روزانه فرد، صرف تهیه پورنوگرافی می شود. این کار احتمالاً از  مایحتاج اندک خانواده برداشت  شود. 
او با وجود عواقب ناگواری که برایش دارد ممکن است  رابطه صمیمانه با همکارانش خدشه دار شود   یا در شرایط سخت تری، شغل خود را از دست دهد. 
   این اختلال در عملکرد جنسی تا زمانی که رفتارش را تکرار می کند با او همراه است و نهایتا آنکه او در این وضعیت، در برخورد با بحران های زندگی، آستانه تحملش چنان به تحلیل می رود که ناخواسته ممکن است  به فردی پرخاشگر با شریک زندگی اش تبدیل شود. 
    شاید تدبیر  این باشد  که شخص نسبت به هر  کاری که می خواهد شروع کند و  تکرارش کند بسیار در باره عواقب آن  فکر کند زیرا عادت ها روز به روز قوی تر می شوند و رهایی از آن ها بسیار دشوار می شود   تا جایی که فرد هنوز قدرت تصمیم گیری دارد بهترین زمان برای بازنگری در رفتارهای روزانه اوست.
 
 

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

دیدگاه تان را بنویسید

 

دیدگاه

توسعه