ارسال به دیگران پرینت

در گفت و گوی «۵۵ آنلاین» با رحمان سعادت؛ اقتصاددان مطرح شد

ما به فکر دکوراسیون توسعه هستیم تا توسعه واقعی | دولت حسن روحانی، به «مدیریت کلامی» روی آورده است! | وقتی تجارتی نداریم تاسیس مناطق آزاد تجاری جدید فایده ندارد

سعادت: دولت آقای روحانی، یک بلوغ نارس پیدا کرد. دلیل آن هم، این بود که تمام تخم مرغ های دولت آقای روحانی، در سبد برجام بود

55 آنلاین-تاسیس مناطق آزاد تجاری- صنعتی، در دوره بعد از جنگ هشت ساله، در برنامه پنجساله اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران (1372- 1368) گنجانده شد و در اولین گام، مناطق آزاد تجاری «کیش»، «قشم» و «چابهار» در جنوب ایران یعنی محدوده های خلیج فارس و دریای عمان تاسیس شدند.

در سال ها و دهه های بعد، تعداد بی شماری مناطق آزاد تجاری- صنعتی و مناطق ویژه اقتصادی، در سراسر ایران تاسیس شدند ولی در عمل، این مناطق آزاد و ویژه تجاری- صنعتی و اقتصادی، کمک چشمگیری به افزایش درآمد عمومی و ایجاد اشتغال سالم و مولّد در کشور نکردند.

با این حال، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور، در روزهای اخیر اعلام کرد که تاسیس مناطق آزاد تجاری جدید باعث ایجاد رفاه و رفع فقر می شود و مجمع تشخیص مصلحت نظام، باید ایجاد این مناطق آزاد و ویژه را تایید کند و در امور مربوط به دولت مداخله نکند.

در گفت و گوی «55 آنلاین» با دکتر رحمان سعادت - اقتصاددان-عملکرد مناطق آزاد تجاری- صنعتی و ویژه اقتصادی و منفعت احتمالی تاسیس ده ها منطقه آزاد تجاری جدید که دولت حسن روحانی بر تاسیس آنها تاکید دارد، بررسی شده است.

*****

 

*در برنامه پنجساله اول توسعه، موضوع ایجاد مناطق آزاد تجاری- صنعتی مطرح شده بود و در زمان دولت آقای هاشمی رفسنجانی و با تصویب مجلس، در اوایل دهه 70 شمسی جزیره کیش، قشم و چابهار به عنوان مناطق آزاد تجاری- صنعتی تاسیس شدند. در سال های بعد  هم، تعدادی مناطق آزاد تجاری- صنعتی و مناطق ویژه اقتصادی ایجاد شدند و الان بیش از سه دهه از تاسیس اولین مناطق آزاد ایران می گذرد.

از طرفی، فرضاً منطقه ویژه اقتصادی «شنژن» چین در سال 1980 تاسیس شد و الان به عنوان یکی از مراکز مهم تکنولوژی جهان مطرح است. اگر جنابعالی، بخواهید آسیب شناسی کنید چرا برخلاف تجربه کشورهایی مثل چین، ایجاد مناطق آزاد ایران نتوانست برای توسعه کشور به معنای واقعی مفید باشد؟

 

-بحث مناطق آزاد، یکی از راهبردهای توسعه منطقه ای بوده و حتی در کنار آن، توسعه کُلی و رشد اقتصادی مورد توجه بوده است. در دهه 60 شمسی، مطالعات اولیه در این خصوص انجام شد و بسیاری از کشورها مثل اندونزی، مالزی و حتی کشورهایی نظیر چین هم، با این استراتژی توانستند به توسعه لازم برسند.

ایران هم در آن شرایط، این استراتژی را در پیش گرفت و اقدامات اولیه در این زمینه انجام شد. نتایج آن نیز در دهه 70 و اوایل دهه 80 شسی دیده شد. بنابراین، این طور نبود که هیچ رشدی اتفاق نیفتد.

به هر حال، ما شاهد بودیم این مناطق، دچار تحولاتی شدند و به ویژه جزیره قشم که یک منطقه محروم بود، بعد از این که به منطقه آزاد تبدیل شد تغییراتی در آن اتفاق افتاد و ما شاهد رشد و پیشرفت آن نیز بودیم. این رویّه، در سال های اولیه به خوبی ادامه پیدا کرد اما دو موضوع سبب شد که ما به اهداف مورد نظر نرسیم.

یک موضوع این است که سوء مدیریت ها و در حقیقت مدیریت های ناقص، باعث شد مناطق آزاد تجاری ما به اهداف خودشان نرسند. اولاً مدیرانی که در این مناطق، بر سر کار بودند تخصص لازم را نداشتند یعنی بر اساس روابط انتخاب می شدند و دانش لازم را نداشتند.

به هر حال، چون مناطق آزاد تجاری، به نوعی مناطق خودمختار از نظر اقتصادی هستند باید بهترین مدیران در آنجا مسئولیت داشته باشند و در آن مناطق خدمت کنند.

دومین مساله این است که بعد از دهه 70 که ما وارد دهه 80 شدیم، پرونده هسته ای ایران مطرح شد و اقبال بین المللی نسبت به مناطق آزاد تجاری ایران وجود نداشت. پرونده هسته ای ایران، بارها مطرح و بحث تحریم ها مطرح شد.

دشمنی هایی که علیه ایران به وجود آمد، سبب شد این مناطق نتوانند سرمایه گذاری های لازم را جذب کنند. در نتیجه این مناطق، نتوانستند به اهداف عالی خودشان برسند. بنابراین، سوء مدیریت و نامناسب بودن شرایط بین المللی در دهه 80 و ادامه آن در دهه 90، دست به دست هم داد تا ما به آن هدف اصلی نرسیم.

البته پیشرفت هایی اتفاق افتاد و تغییراتی ایجاد شد. به طور خاص، ما در اوایل دهه 80 شاهد بودیم مسافرت ها به این مناطق زیاد بود، وضعیت اقتصادی خیلی بهتر شده بود و سرمایه گذاری های دهه 70، خودشان را در دهه 80 نشان دادند. با این حال، تغییر مسیر ایران در عرصه بین المللی، باعث شد اهداف مورد نظر محقق نشود.

سرمایه گذاری و مسائلی از این دست، به شرایط بین المللی هم ارتباط دارد و سرمایه گذاران خارجی و کشورهای دیگر، عملاً در جاهایی که ریسک وجود دارد، وارد نمی شوند.

 

*بر اساس قانون مصوب سال 1372 مجلس، این مناطق در حقیقت مناطق آزاد تجاری- صنعتی هستند. در عمل در مناطقی مثل کیش و قشم، عمدتاً تعدادی هتل تاسیس شده و صنعت به معنای واقعی شکل نگرفته است. بر این اساس برخی انتقاد می کنند که اصلاً این مناطق، مناطق گردشگری هستند.

آیا می شود در مورد مناطق آزاد ایران، چنین تعبیری را به کار ببریم و بگوییم منطقه گردشگری هستند تا صنعتی؟

 

-این مناطق، چند منظوره هستند یعنی هم بحث گردشگری در آنها مطرح است و هم بحث صنعتی و سرمایه گذاری. یک پازِل چند گانه است و اگر بخواهد یک صنعت در آنجا ایجاد شود افرادی که برای مذاکره و سرمایه گذاری می آیند به هتل خیلی خوب و مناطق تفریحی احتیاج دارند.

بالاخره امکانات و وسایل گردشگری و تفریحی، جزو ملزومات قضیه است. در مناطق آزاد کشورهای دیگر نیز در کنار صنعت، بحث گردشگری هم مطرح است. آن چیزی که من درک کردم این است که در کشور ما، مناطق آزاد به مفهوم واقعی پیاده سازی نشد و رشد واقعی اتفاق نیفتاد.

معمولاً در کشور ما این طور است که بیش تر به دنبال ارائه اعداد و ارقام و گزارش هستیم یعنی ما بیشتر به فکر دکوراسیون توسعه هستیم تا توسعه واقعی. یکی از مشکلاتی که در حوزه توسعه در کشورهای جهان سوم  از جمله ایران وجود دارد، این است که ما رنگ و بوی توسعه، به منطاق می دهیم اما چون توسعه از درون اتفاق نیفتاده، عملاً توسعه پایدار رخ نمی دهد و بیش تر در ظاهر کار، اتفاقاتی رخ می دهد.

 

*در «قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری- صنعتی ایران»، تاکید بر سرمایه گذاری، افزایش درآمد عمومی، اشتغال سالم و مولّد، تولید و صادرات کالای صنعتی شده بود. این تاکید نشان می دهد که هدف از تاسیس مناطق آزاد ایران، صنعتی شدن این مناطق بوده تا این که تاکید بر گردشگری باشد.

کیش و قشم و چابهار در سال های اوایل دهه 70 و در زمان دولت اول آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان مناطق آزاد تجاری تاسیس شدند. بالاخره تا پایان دهه 70  یعنی دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی و قبل از مطرح شدن پرونده هسته ای ایران در اوایل دهه 80، آیا انی مناطق واقعاً باعث شدند افزایش درآمد عمومی و اشتغال مولّد اتفاق بیفتد و صرفاً مرکزی برای واردات نباشند؟

 

-ما می توانیم دوره های اداره مناطق آزاد ایران را به دو بخش تقسیم بندی کنیم. یک بخش، دوره قبل از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در سال 1384 است یعنی سال های ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی را یک دوره در نظر بگیریم و بعد هم، سال های ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و آقای روحانی را یک دوره دیگر در نظر بگیریم.

واقعیت قضیه این است که در دوره آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی، ما شاهد رشد، ایجاد اشتغال و بالندگی در این مناطق بودیم. به هر حال، در مجامع عمومی و محافل خانوادگی و مراکز مختلف، همیشه صحبت قشم و کیش مطرح بود و افراد زیادی علاقه داشتند که به این مناطق بروند و از آنجا بازدید کنند یا بعضاً سرمایه گذاری کنند.

این روند، روند مثبتی بود و ما در دولت آقای هاشمی رفسنجانی و دولت آقای خاتمی، به دنبال این بودیم که روابط ما در عرصه بین المللی و به ویژه با اروپا بهبود پیدا کند.

 

*آیا اسم شرکت های خاصی در ذهن شما هست یا تولیدات خاصی در مناطق آزاد تجاری - صنعتی ایران انجام شده که شما الان به یاد داشته باشید؟

 

-البته  در سال های گذشته من به این مناطق آزاد سفر کردم ولی ماهیت مناطق آزاد این است که سرمایه گذاران خارجی وارد این مناطق شوند و سرمایه گذاری کنند. ما برای مناطق آزاد، ضوابط گمرکی را کاهش می دهیم، مالیات را کم می کنیم و امکانات رفاهی ایجاد می کنیم. چرا که می خواهیم سرمایه گذار خارجی، سرمایه خودش را بیاورد، از نیروی کار موجود در منطقه استفاده کند، آن منطقه از عقب ماندگی و فقر رهایی پیدا کند و آن منطقه حالت توسعه یافته پیدا کند.

قرار بر این نبود که کارخانه داران ایرانی، به مناطق آزاد بروند و در آنجا کارخانه تاسیس کنند. اصلاً ماهیت منطقه آزاد تجاری این است که سرمایه گذاران خارجی بیایند و شرکت های خارجی ورود کنند.

البته شرکت های داخلی می توانند در این مناطق فعالیت کنند ولی این انتظار وجود نداشت که صنایع بزرگ ایران مثل فولاد، تراکتور سازی و خودرو سازی، وسایل و تجهیزات خودشان را به مناطق آزاد تجاری، ببرند و اقدام به تولید کنند.

هدف از ایجاد منطقه آزاد تجاری، جذب سرمایه گذاری مستقیم و غیر مستقیم خارجی برای توسعه ای منطقه ای است و نه کُل کشور.

 آن چیزی که ما می توانیم به عنوان حرف کارشناسی مطرح کنیم، این است که بعد از این که این مناطق به عنوان مناطق آزاد معرفی شدند، چهره این مناطق عوض شد و شرایط آنها نسبت به گذشته بهتر شد.

ما می توانیم این نکته را با قاطعیت بگوییم ولی فاصله بسیار زیادی بیت وضعیت فعلی مناطق ازاد تجاری ما، با اهداف مشخص شده در قانون وجود دارد که یک عامل در این عدم موفقیت به سوء مدیریت ها و عدم درک مناسب از توسعه بود و یک عامل هم، فضای بین المللی بود.

وقتی که فضای بین المللی تغییر می کند حتی اگر شما مدیران قوی داشته باشید، باز نمی توانید موفق شوید. چون منطقه آزاد تجاری با حوزه بین الملل ارتباط تنگاتنگ دارد. شما نمی توانید در حوزه بین الملل تنش داشته باشید و بعد انتظار داشته باشید که منطقه آزاد تجاری شکل بگیرد.

ما بسیاری از الگوهای توسعه از جمله توسعه منطقه ای و توسعه داخلی را گرفتیم اما به دلیل این که نتوانستیم کلیّت و تمامیت نیازهای لازم برای توسعه را ایجاد کنیم در نتیجه توسعه موقت اتفاق افتاده یا این که توسعه را به صورت ناقص، در این مناطق آزاد تجاری داشته ایم.

در این شرایط، بحث سوء استفاده های اقتصادی ، فساد اقتصادی و رانت خواری، بدون تاثیر منفی نبود. در کنار مناطق آزاد تجاری، در سراسر ایران تعدادی زیادی مناطق ویژه تجاری ایجاد شدند که اصلاً هیچ توجیهی ندارند.

 

*در مورد همان دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، یک انتقاد این است که ایشان، در سال 1372 آقای یزدان پناه که یک کرمانی است را به عنوان مدیر عامل سازمان منطقه آزاد کیش منصوب کرد و او هم بستگان و آشنایان خودش را استخدام کرد.

در خصوص ناموفق بودن مناطق آزاد ایران، آیا این حالت رفاقتی اداره شدن مناطق آزاد، بیش تر نقش منفی و مخرب داشت یا نداشتن تعاملات بین المللی؟

 

-همه این عوامل تاثیرگذار است و وقتی ما می گوییم منطقه آزاد تجاری، باید افرادی بر سر کار باشند که سابقه و تجربه خوبی داشته باشند. کشور چین در دهه های اخیر، رشد اقتصادی خوبی داشته ولی این کشور از دهه 1980 تصمیم گرفت که در تضاد منافع سیاسی و منافع اقتصادی، به منافع اقتصادی اولویت بدهد.

بر این اساس، چینی ها گشایش خوبی در حوزه بین الملل داشتند و احتیاط های لازم را به عمل می آوردند. چینی ها به معنای واقعی، سرمایه گذاری خارجی را جذب کردند، نیروی انسانی خودشان را هماهنگ کردند، بازاریابی بین المللی را به خوبی انجام دادند.

در حقیقت توسعه، یک فرآیند است و این طور نیست که شما فقط کالا تولید کنید و به بازارها توجه نکنید. تنش زدایی در حوزه بین المللی، باز کردن درهای کشور به سمت سرمایه گذاران خارجی، حمایت و پشتیبانی کامل از بخش تولید، سبب شد که کشور چین به دومین قدرت اقتصادی جهان تبدیل شود. پیش بینی می شود که این کشور در سال 2030 میلادی به اولین قدرت اقتصادی تبدیل شود.

کشور چین نشان داد که اولویت اساسی با اقتصاد است و به مسائل دیگر، کمتر توجه می کند. حداقل در سه دهه گذشته این طور بود ولی شاید الان مسائل سیاسی هم، برای چین اهمیت پیدا کرده باشد . در حالی که ما نتوانستیم پکیج لازم را برای توسعه ایجاد کنیم.

جدا از سوء مدیریت و رانت خواری که همیشه در مناطق آزاد تجاری ایران وجود داشته ولی واقعیت این است که فضای بین المللی برای رشد و توسعه، اهمیت زیادی دارد. بالاخره ما نتوانستیم سرمایه گذاران خارجی را جذب کنیم.

من همیشه گفته ام که آقای هاشمی رفسنجانی، رویکرد و مساله توسعه را به خوبی تشخیص داده بود و ایشان به دنبال ایجاد یک رفاه اسلامی بود ولی در مورد این که در عمل چه اتفاقی افتاد، باید گفت که رانت خواری، شخصی سازی (خصوصی سازی) و حتی فساد های اقتصادی، از زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی شروع شد.

 

*در دولت آقای هاشمی رفسنجانی، فقط سه منطقه آزاد «کیش»، «قشم» و «چابهار» تاسیس شد و در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی، تاسیس دیگری اتفاق نیفتاد. در دولت آقای احمدی نژاد، سه منطقه آزاد در شمال غربی کشورمان با عنوان «انزلی»، «ارس» و  «ماکو» تاسیس شدند و یک منطقه آزاد هم در استان خوزستان با نام «اروند» شکل گرفت.

افزایش تعداد مناطق آزاد تجاری- صنعتی در دولت آقای احمدی نژاد، واقعاً بر اساس کار کارشناسی بود یا این که فقط خواسته اند مناطق آزاد جدیدی تاسیس شده و تبلیغاتی انجام شود؟

 

-اگر بخواهم در مورد دولت آقای احمدی نژاد، نظر کارشناسی بدهم، با قاطعیت می توانم بگویم که ایشان در حوزه بهبود شاخص ضریب جینی، توزیع درآمد و خدمات داخلی، به خوبی عمل کرد و شاید بی نظیر بود خدماتی که ایشان به قشر ضعیف و کم درآمد جامعه داد.

به هر حال آقای احمدی نژاد، در حوزه داخلی، کارنامه خیلی خوبی داشت، اما در حوزه بین المللی و اقتصادی،  تجربه یا ذهنیت لازم را نداشت. اگر چه در این دوره، اقداماتی انجام شد ولی آن اقدامات، اقدامات موثری نبود.

مناطق تاسیس شده و جدید در دولت آقای احمدی نژاد، ادامه همان راه سال های دهه 70 بود. با توجه به این که من بزرگ شده منطقه آذربایجان هستم و جلفا (آذربایجان شرقی) را دیده ام، می توانم بگویم که این مناطق آزاد، بر توسعه منطقه ای تاثیر گذاشت و نمی شود گفت تاثیر نداشت ولی هم مناطق تاسیس شده در زمان آقای هاشمی رفسنجانی و هم مناطق تاسیس شده در زمان آقای احمدی نژاد، با اهداف مورد نظر فاصله زیادی داشتند.

کشورهایی مثل اندونزی، مالزی و چین به اهداف مورد نظر در تاسیس مناطق آزاد رسیدند. چرا که مناطق آزاد آن کشورها اینقدر رشد و توسعه داشتند که رشد اقتصادی آنها به داخل سرزمین اصلی سرریز و عملاً همه کشور از رشد اقتصادی بهره مند شدند.

در حالی که ما فقط توانستیم کارهایی را در حوزه توسعه منطقه ای انجام بدهیم. آن چیزی که در ایران رخ داد این است که توسعه منطقه ای به صورت ناقص در مناطق آزاد اتفاق افتاد.

 

*در دوره ریاست جمهوری آقای روحانی، در همین روزهای اولیه سال 1400 آقای اسحاق جهانگیری (معاون اول رئیس جمهور) گفت که یک لایحه برای تبدیل جاسک به منطقه آزاد به مجلس فرستاده شد و بعد برای تبدیل مریوان به منطقه آزاد، یک لایحه دیگر به مجلس ارسال شد.

آقای جهانگیری گفت که 7 لایحه برای تاسیس چند منطقه آزاد تجاری به مجلس فرستاده ایم ولی این لوایح در مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام معطل شده اند و همچنین گفته که مجمع تشخیص نباید به جای دولت تصمیم گیری کند.

لوایح مربوط به تاسیس ده ها منطقه آزاد و ویژه بعد از تصویب مجلس، به مجمع برای تایید نهایی و مصلحت سنجی ارسال شده. آیا در وضعیت فعلی باید ده ها منطقه آزاد و ویژه تاسیس شوند؟

 

-دولت آقای روحانی، یک بلوغ نارس پیدا کرد یعنی آن دولتی که باید شکل می گرفت، شکل نگرفت. دلیل آن هم، این بود که تمام تخم مرغ های دولت آقای روحانی، در سبد برجام (توافق هسته ای) بود.

اگر برجام موفق می شد یا اگر دولت آقای روحانی به خاطر انتخاب ترامپ بد شانسی نمی آورد، الان تصویری که از دولت آقای روحانی داشتیم بهتر بود و فرق می کرد.

در عمل شکست برجام، باعث شد 70 درصد برنامه های دولت آقای روحانی، با مشکل مواجه شود. بعد از این که دولت آقای روحانی، از حوزه بین الملل نا امید شد و در داخل کشور نیز برنامه های ناقصی داشت، عملاً در سه سال اخیر، دولت صرفاً به مدیریت کلامی پرداخته است. آن چیزی که آقای جهانگیری یا خود آقای روحانی یا افراد دیگر دولت گفته اند، توجیهات، تفسیرها و اقناع سازی نظری بود یعنی به نحوی بهانه ای برای رفع تکلیف بود.

آن چیزی که آقای جهانگیری و همکاران و مدیران دولت گفته اند، با این هدف است که به نحوی دولت را به خط پایان برسانند و هدف آنها مدیریت کشور نبود.

 

*آقای جهانگیری الان می گوید که مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام، کارها را معطل کرده اند و به همین دلیل منطقه آزاد مریوان تاسیس نشده و در نتیجه مردم کولبری می کنند. مشخص است که معاون اول رئیس جمهور، مشکل را متوجه جاهای دیگر می کند.

 

-این نوع اظهار نظر کردن، به نوعی انداختن توپ در زمین دیگران است یعنی به نوعی یک پاسخ دیپلماتیک به این مساله داده که به نحوی رفع تکلیف باشد. دولت آقای روحانی به دلایل مختلف نتوانست برنامه های خودش را پیاده کند و صحبت آقای جهانگیری، صرفاً یک جواب رفع تکلیفی است.

بنابراین، آقای جهانگیری، توپ را به زمین دیگران انداخته است. در صورتی که دولت آقای روحانی می توانست به جای چندین برنامه، حداقل دو، سه کار اساسی و عملیاتی انجام بدهد. الان وضعیت اقتصادی خوب نیست، مردم با مشکلات معیشتی مواجه هستند و سوء مدیریت وجود دارد. البته بخشی از این سوء مدیریت، بعد از اتمام دولت آقای روحانی، خودش را نشان می دهد.

 

*بالاخره لوایح مربوط به تاسیس تعداد زیادی مناطق آزاد تجاری و ویژه اقتصادی جدید با اصرار مجلس، به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شده. در حال حاضر، سمنان یک منطقه ویژه اقتصادی در گرمسار دارد. در همین لوایح که مجلس تصویب کرده و منتظر تایید در مجمع تشخیص است، تاسیس منطقه ویژه اقتصادی شاهرود هم تصویب شده.

گرمسار در غرب استان سمنان و شاهرود در شرق این استان است و جنابعالی در استان سمنان حضور دارید. در نهایت اگر بخواهید ارزیابی کنید آیا واقعاً تاسیس مناطق آزاد و ویژه جدید، در کشور ما فایده ای دارد؟

 

-این مساله، یک مساله اقتصاد سیاسی است و صرفاً به استان سمنان ارتباط ندارد.

 

*نمایندگان مجلس، تاسیس ده ها منطقه آزاد و ویژه در استان های مختلف کشور را تصویب کرده اند و یک منطقه مصوب شده مربوط به همین شاهرود استان سمنان است.

 

-یک مشکل که نمایندگان مجلس و کاندیداهای نمایندگی مجلس دارند، این است که باید کارنامه ای از خودشان نشان بدهند و برای آنها، این کارها رای آور باشد. تاسیس بسیاری از نهادهای آموزشی و تجاری و موسسات فرهنگی، بیش از آن که توجیه اقتصادی داشته باشد، دلایل سیاسی و منطقه ای دارد.

ما که دانشگاهی هستیم، اعتقاد داریم هر برنامه و طرحی که می خواهد در کشور اجرا شود، باید توجیه اقتصادی داشته باشد و نه توجیه سیاسی. اگر یک طرح، توجیه اقتصادی و توجیه علمی داشته باشد، باید به آن عمل کرد.

نظر من این است که بسیاری از مناطق آزاد و ویژه اقتصادی یا کارخانه ها و دانشگاه های مختلفی که در ایران ایجاد شده اند، توجیه علمی و توجیه اقتصادی نداشتند و صرفاً یک نوع رقابت سیاسی برای کسب امتیاز بوده است.

من اعتقاد دارم که تاسیس مناطق آزاد تجاری- صنعتی و مناطق ویژه اقتصادی جدید، فایده اساسی ندارد و ما اصلاً الان تجارتی نداریم که منطقه آزاد تجاری یا منطقه ویژه اقتصادی جدید تاسیس کنیم.

اقتصاد

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

دیدگاه تان را بنویسید

 
آنچه دیگران می خوانند:

    دیدگاه

    توسعه