ارسال به دیگران پرینت

گفت و گوی «۵۵ آنلاین» با حمیدرضا صالحی؛ فعال بخش خصوصی

با اقتصاد بیمار، اهداف مالیات بر عایدی سرمایه محقق نمی شود | با آزاد سازی واردات، دلالی خودرو کاهش پیدا می کند

صالحی: اگر درآمدهای مالیاتی کشور، تعریف درستی داشته باشد همه بخش ها می توانند به اهداف مالیاتی دولت کمک کنند. حتی چه بسا، مشارکت آنها در اقتصاد باعث شود کیک اقتصادی کشور بزرگتر شود

55 آنلاین-مالیات بر عایدی بر سرمایه، یکی از انواع پایه های مالیاتی است و در این نوع مالیات از اموال و دارایی منقول (وسایل نقلیه موتوری، سکه، ارز و سهام) و اموال غیر منقول (ملک)، مالیات اخذ می شود. این باور وجود دارد که مالیات بر عایدی سرمایه، حالت تنظیم گری دارد و موجب تقویت فعالیت های تولیدی و تضعیف فعالیت های غیر تولیدی و واسطه گری و دلالی می شود.

در گفت و گوی «55 آنلاین» با مهندس حمیدرضا صالحی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی تهران و فعال بخش خصوصی، تبعات و پیامدهای احتمالی اخذ مالیات بر عایدی سرمایه و چالش های اجرای آن در ایران، مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

*****

*نمایندگان مجلس فعلی تاکید دارند که اصلاح ساختار بودجه کشور در لایحه بودجه سال 1400 عملی شود و یکی از سه محور کلی این اصلاح ساختار از نظر آقای پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس، اصلاح ساختار نظام مالیاتی است.

از طرفی، جنابعالی در سال 1395 گفته بودید که ایجاد اشتغال در بخش صنعت و تولید درگیر فشارهای مالیاتی و قانونی است ولی واسطه گران بدون هیچ مالیاتی بیش ترین درآمد را کسب می کنند.

به نظر شما، با اقداماتی از قبیل اصلاح ساختار در بودجه و تصویب قوانینی که درباره مالیات مطرح است، می شود تحولی در اقتصاد ایجاد کرد؟

 

-در نظام مالیاتی ما برای همه بخش های اقتصادی و فعالان اقتصادی، عدالت مالیاتی به خوبی تعریف نشده و عدالت مالیاتی به خوبی رعایت نمی شود. در نتیجه ما می بینیم که فشار مالیاتی، بیش تر روی افراد حقیقی و حقوقی است که دارای هویت مشخصی در کسب و کار هستند.

امروزه بنگاه ها و شرکت ها، ثبت می شوند و حساب های بانکی و همه فعالیت های آنها مشخص است ولی بخش هایی که هویت چندان روشنی ندارند و شناسنامه و تابلو ندارند، معمولاً مالیات پرداخت نمی کنند و نظام مالیاتی کشور در این زمینه موفق نبوده است. سالیان سال است که قرار است صندوق های مکانیزه نصب کنند تا مالیات اخذ شود ولی هنوز این کار انجام نشده. 

یک گروه جور مالیات را می کشند که بنگاه ها و شرکت ها هستند و آنها با کارگران سر و کار دارند.  در حال حاضر، به این کسب و کارهای قانونی و شفاف، فشار مالیاتی وارد می شود. این فشار مالیاتی، بر قیمت نهایی محصول هم تاثیر می گذارد و خیلی اوقات، کسب و کارها را از رقابت پذیری خارج می کند.

اگر درآمدهای مالیاتی کشور، تعریف درستی داشته باشد همه بخش ها می توانند به اهداف مالیاتی دولت کمک کنند. حتی چه بسا، مشارکت آنها در اقتصاد باعث شود کیک اقتصادی کشور بزرگتر شود. چرا که می توانند در اقتصاد، ارزش افزوده بیش تری ایجاد کنند. اگر فشار مالیاتی کمتری بر فعالان اقتصادی وجود داشته باشد و مشارکت آنها، بیش تر باشد این وضع منجر به بزرگ شدن کیک اقتصادی کشور می شود.

بعد هم، به دلیل این که از نظر گرفتن مالیات، دولت شریک دائمی کیک اقتصادی کشور است، آن موقع سهم دولت هم بیش تر می شود. لذا ما نباید کاری کنیم که فشار بیش تری روی بخش مولّد و تولیدی کشور باشد و اگر فشار بیش تری بر این بخش وارد شود، این بخش نمی تواند کیک اقتصادی کشور را بزرگ کند.

 

*در سال های اخیر، بحث تصویب و اخذ مالیات بر عایدی سرمایه مطرح بوده است و یک بار مجلس در سال های گذشته پیگیر این موضوع بوده و بعد که دولت برای تهیه لایحه آن شروع به کار کرده، مجلس منتظر لایحه دولت مانده است.

دو سال دولت درگیر تهیه این لایحه بوده و هنوز لایحه مربوطه را آماده نکرده است. البته الان مجلس یازدهم، پیگیر تهیه طرحی در این زمینه است و فعالان بخش خصوصی در زمینه مالیات بر عایدی سرمایه اظهار نظر کرده اند. به اعتقاد شما، آیا مالیات بر عایدی سرمایه می تواند جلوی سوداگری و دلال بازی را در حوزه مسکن و کالاهای دیگر بگیرد؟

 

-ما تا زمانی که مشکلات اساسی کشور را حل نکنیم، ابزار مالیاتی، به تنهایی نمی تواند برای جلوگیری از سوداگری یا واسطه گری کمک کند. وقتی اقتصاد ما به گونه ای است که نقدینگی به بخش تولید کشور نمی رود و رشد نقدینگی کشور از رشد اقتصادی بیش تر است، این وضع باعث می شود واسطه گری و دلالی رشد کند.

به نظر من، ابزاری به نام مالیات نمی تواند به تنهایی از این مساله جلوگیری کند. حتی بعضی اوقات، ما می بینیم که مقدار مالیات بر قیمت تمام شده کالا اضافه می شود و قیمت ها را بالا می برد. در این حالت، علاوه بر این که سوداگری انجام می شود مقدار مالیات هم به آن اضافه می شود.

بر این اساس، باز نقدینگی بالا می رود و بعد تورم افزایش پیدا می کند. این وضع، باز تورم ایجاد می کند. بر این اساس، تا بیماری اقتصاد کشور علاج نشود، ما نمی توانیم با این ابزارها مسائل و مشکلات خودمان را حل کنیم. بیماری کشور به نقدینگی زیاد، عدم سرمایه گذاری و عدم رشد اقتصادی برمی گردد. وقتی تولید ناخالص داخلی کشور به اندازه کافی نباشد این وضعیت، تورم ایجاد می کند و همین اوضاع باعث می شود فشار بر اقشار مختلف جامعه بالا برود.

به نظرم، ابزارهای مالیاتی به تنهایی، عمدتاً درآمد دولت را بالا می برند. در حالی که الان دولت باید کوچک و چابک شود و هزینه هایش کم شود. اگر ما به دنبال این باشیم که برای دولت ناکارآمد و چاق و فربه و بزرگ، درآمدزایی داشته باشیم و به مسائل و مشکلات بنیادین کشور توجه نکنیم، باز راه را به خطا می رویم و از یک چاله، به چاه می افتیم.

 

*جنابعالی قبلاً گفته اید که «اقتصاد کشور ما مبتنی بر درآمد نفت است و نمی تواند موجب رونق تولید شود». به هر حال ما می دانیم که در سال های اخیر، قیمت مسکن چند صد درصد افزایش پیدا کرد. اگر خرید و فروش به طور کامل آزاد نباشد و یک نفر نتواند به طور مکرر خرید و فروش انجام بدهد، آیا با این نوع اقدامات می توان جلوی افزایش قیمت مسکن را گرفت؟

 

-سیاست های دستوری و کنترل خرید و فروش، در اقتصاد آزاد وجود ندارد. در اقتصاد آزاد، اگر می خواهید نقدینگی کنترل شود و به سمت مسکن و سوداگری نرود، باید کاری کنیم که نقدینگی وارد بخش تولید شود و وارد صنعت و بازار سرمایه شود.

من اعتقاد دارم با سیاست های انقباضی و دستوری، نمی شود اقتصاد را جلو بُرد. شما می گویید خرید و فروش را کنترل کنید ولی سوال این است که تا کجا کنترل کنیم.

 

*ممنوع کردن خرید و فروش نه ولی اگر قرار است خرید و فروش انجام شود مالیات هم گرفته شود.

 

-درست است ولی کاری که دنیا انجام داده و درست هم بوده، ما هم باید انجام بدهیم. اِشکال ندارد که ما از تجربه کشورهای دیگر استفاده کنیم. با این حال، تا وقتی ما مشکلات اقتصادی را حل نکرده باشیم و از آن طرف سراغ مالیات برویم، خرید و فروش کالایی مثل مسکن کم نمی شود.

 

*کسانی که تعدد خرید و فروش مسکن دارند مشخص است که دنبال واسطه گری و دلالی هستند. اگر بتوانیم معاملات این نوع افراد را تفکیک کنیم و از آنها مالیات گرفته شود به نفع کسانی خواهد بود که واقعا مسکن را برای نیاز مصرفی خودشان می خواهند.

 

-من حرفی ندارم که واقعاً بشود کنترل کرد تا کسی که نیاز واقعی دارد مسکن را خریداری کند ولی آیا ما مثلاً در مورد خودرو، توانستیم کاری کنیم؟ الان به صورت وکالتی، خرید و فروش خودرو را به راه انداخته اند.

می خواهم بگویم که ما باید به طور اساسی به مشکلات خودمان نگاه کنیم. ممکن است انجام برخی کارها برای یک مقطع زمانی، خوب باشد و کنترل کند ولی چاره و درمان اساسی نیست. ما باید نقدینگی را به بخش تولید ببریم و چرا باید بگذاریم تورم، کشور ما را به وضع کنونی برساند. علت این است که بخش تولید نیاز به نقدینگی دارد ولی نقدینگی وارد بخش تولید ما نمی شود

 

*فرضاً الان قیمت یک خودرو در درب کارخانه 100 میلیون تومان است و همان خودرو در بازار آزاد با قیمت 150 یا 200 میلیون تومان فروخته می شود. با مالیات بر عایدی سرمایه، بخشی از سود از مالک این خودرو گرفته می شود چون پول بادآورده نصیب او می شود. اگر از کسی که خودروی 100 میلیونی درب کارخانه را می خواهد به قیمت 200 میلیون تومان به خریدار بعدی بفروشد مالیات گرفته شود، شما مخالف چنین مالیاتی هستید؟

 

-بحث این است که آیا شما می توانید جلوی این موضوع را با مالیات بگیرید؟ فرض کنیم شما 10 میلیون تومان هم مالیات بگیرید، این فرد همان خودرو را با قیمت 210 میلیون تومان می فروشد. در این حالت، اتفاق خاصی نیفتاده است.

 

*آیا نمی شود در حد 50 درصد از آن سود ناگهانی و بادآورده مالیات گرفته شود تا واسطه گری تضعیف شود؟

 

-با گرفتن این مقدار مالیات، واسطه گری کم نمی شود و فقط قیمت خودرو بالاتر می رود. در آن حالت می گویند پول مالیات هم اضافه شود چون دولت مالیات می خواهد. ما می خواهیم جلوی واسطه گری را بگیریم ولی دولت هم می گوید سهم من را بده و این کار را انجام بده.

در این حالت، گرفتن این مالیات باعث کاهش سوداگری و دلال بازی نمی شود. به نظر من، دلالی تضعیف نمی شود و فقط قیمت بالا می رود و مردم باید گران تر بخرند.

 

*وقتی سود ناشی از این معاملات کم شود و دلالی دچار رکود شود، چطور؟

 

-اینقدر سود این کارها بالا است که واسطه گری ادامه پیدا می کند. شما نمی توانید بگویید 50 درصد سود آن، مالیات بدهید. اگر اخذ این نوع مالیات هم تصویب شود حداکثر در حد 5 درصد و 10 درصد است ولی باز سود زیادی دارد و واسطه گری و دلالی ترویج پیدا می کند.

راه حل رفع این مشکلات، اجرای این روش ها نیست. ما سالیان زیادی است که این مسیرها را می رویم ولی چرا نتیجه نمی گیریم و چرا موفق نمی شویم. علت موفق نبودن ما این است که مبنای ما، مبنای غلط است و مبنا را بر روش دستوری و بگیر و ببند و برخورد گذاشته ایم.

اصلاً راه دوری نرویم. آیا سازمان حمایت از مصرف کنندگان وزارت صنعت و معدن یا سازمان تعزیرات حکومتی، در این 40 سال موفق بوده اند یا موفق نبوده اند؟ ما می دانیم که عملاً موفق نبوده اند. پس این سازمان ها را باید جمع آوری کنیم چون الان فقط هزینه می کنیم و این سازمان ها نیز کارایی ندارند. ما اگر اقتصاد آزاد داشته باشیم، این نوع مشکلات نخواهیم داشت ولی وقتی به شکل دستوری عمل می کنیم و به طور مرتب حکم می کنیم که این طور شود و آن طور شود، یک عده دلال و واسطه هم به وجود می آیند.

 

*در کشورهای دیگر چگونه مالیات گرفته می شود که فرضاً مسکن یا خودرو دچار واسطه گری و دلالی و جهش های قیمت نمی شود؟

 

-در کشورهای دیگر، فقط به خاطر دلالی و واسطه گری مالیات گرفته نمی شود. در کشور ما، اگر مالیات هم بگذارید باز نقدینگی وارد بازار خودرو می شود. حتی اگر صندلی این خودروهای داخلی را بردارید مردم باز آنها را می خرند. چون راه واردات خودرو را بسته ایم، صد در صدر تعرفه برای واردات گذاشته ایم و نمی گذاریم خودرو وارد کشور شود. در نتیجه انحصار، ایجاد شده و مردم باید از شرکت های داخلی خودرو بخرند.

 

*آیا نمی شود خودرو و مسکن را از حالت سرمایه ای بودن خارج کنیم و فقط خرید و فروش در حد نیازهای مصرفی باشد و افرادی که واقعاً نیاز دارند خرید و فروش کنند؟

 

-ما زمانی می توانیم به چنین هدفی برسیم که اقتصاد ما از مریض بودن و ناکارآمدی در بیاید و تعریف علمی خودش را داشته باشد.

 

*جنابعالی می گویید اقتصاد ما نفتی است و موجب رونق تولید نمی شود. چگونه از این حالت ناکارآمد می تواند خارج شود؟

 

-اقتصاد ما دیگر نفتی نیست و آن حالت تمام شده. با تحریم هایی که علیه ایران اِعمال شد ما دیگر درآمد نفت نداریم.

 

*خُب وقتی که اقتصاد نفتی تمام شده، آیا در این حالت نمی شود مالیات بر عایدی سرمایه را به نحود درست اجرای کنیم و حالت تنظیم گری مالیات در اقتصاد تحقق پیدا کند تا سرمایه ها به سمت تولید برود و نه دلالی؟

 

-تنظیم گری با این مالیات اتفاق نمی افتد. تنظیم گری با آزاد سازی اقتصادی و تجاری و رقابت پذیری ایجاد می شود. تنظیم گری با سیاست های بسته و دستوری تحقق پیدا نمی کند. سیاست های دستوری و این دستورهایی که بانک مرکزی صادر کرده، کارساز نیست و باید در این سیاست ها تجدیدنظر شود.

ما باید به سمت اقتصادی برویم که تولید آن بیش تر شود و بخشی از تولیدات هم صادر شود. همچنین باید بازارهای کشورهای دیگر را بگیریم و نه این که ما با یک اقتصاد بسته دور خودمان بچرخیم و فقط برای بازار خودمان تولید کنیم و نقدینگی را به خاطر سیاست های اشتباه بانک مرکزی افزایش بدهیم و آسیب ببینیم.

با اجرای این سیاست های اشتباه است که نمی توانیم درآمد کافی ایجاد کنیم. در حالی که کشور باید درآمد ایجاد کند و مشارکت عملی و مالی مردم هم باید وجود داشته باشد. اساساً بدنه دولت، باید کوچک و کوچک تر شود و هزینه هایش کاهش پیدا کند. درآمدهای دولت باید افزایش پیدا کند ولی برای افزایش درآمدهای دولت، نباید این طور باشد که فشار روی تولید کنندگان واقعی کشور بیاید. ما می توانیم با صادرات غیر نفتی، کاهش درآمدهای نفتی را جبران کنیم.

 

*کسانی که به طور مکرر خرید و فروش مسکن انجام می دهند و جنبه مصرفی آن هم مطرح نیست، در حقیقت آنها پول های بادآورده کسب می کنند و این موضوع ربطی به صنعت ندارد یعنی بخش غیر مولد است که این کارها را انجام می دهد.

 

-اگر نقدینگی به سمت تولید و بازار سرمایه نرود، به سمت مسکن می رود. مسکن جذابیت هایی دارد و پول آنها زودتر می تواند افزایش پیدا کند. الان ارزش ریال در حال پایین آمدن است و این افراد با بردن سرمایه خود به بازارهای خودرو، مسکن و ارز، می خواهند ارزش پول خودشان را حفظ کنند.

ما اگر کاری کنیم که ارزش ریال و پول ما پایین نیاید، تورم کنترل می شود. وقتی که تورم داریم، افراد جامعه می خواهند کاری کنند که ارزش پول آنها حفظ شود و به همین دلیل آن را به سمت خرید مسکن و خودرو می برند. اگر یک فرد پول داشته باشد پول خودش را در بانک نمی گذارد. ممکن است برخی افراد این کار را انجام بدهند و در بانک سپرده گذاری کنند ولی اکثراً پول خودشان را به بازارهایی می برند که حداقل ارزش پول آنها کمتر نشود.

بر این اساس است که قیمت ها در بازار خودرو، بازار ارز و بازار طلا که به نرخ ارز وابسته است بالا می رود. در دنیا، هر روز شاهد افزایش قیمت مسکن نیستند و این تورم است که باعث افزایش قیمت مسکن در ایران می شود.ما باید کاری کنیم که جلوی تورم گرفته شود و وقتی جلوی تورم گرفته شود، آن موقع می توانیم نقدینگی را کنترل کنیم و نگذاریم نقدینگی به سمت مسکن و ارز برود.

 

*دو سال است که طرح مالیات بر ارزش افزوده در کمیسیون اقتصادی دولت در حال بررسی بوده و وزیر راه و شهر سازی در روزها گذشته گفت که در 20 جلسه کمیسیون، پیش نویس مالیات بر عایدی سرمایه مورد بررسی قرار گرفت و الان این یپش نویس به صحن هیات دولت آمده است.

در دو سال، این پیش نویس در هیات دولت ماند و هنوز تصویب نشده. آیا این اتفاق خوبی است که در این مدت جهش های قیمتی در مسکن و خودرو داشتیم؟ 

 

-اتفاق خوبی نبود ولی این طور نیست که بگوییم اگر قانون تصویب می شد این جهش های قیمتی در خودرو و مسکن رخ نمی داد. در مورد مالیات بر ارزش افزوده هم انتقادات زیادی مطرح است و بخش خصوصی اعتقاد دارد که این مالیات باید از مصرف کننده نهایی گرفته شود ولی الان از تولید کننده هم اخذ می شود.

نقدی که بر مالیات بر عایدی سرمایه دارید درست است ولی به نظر نمی رسد که این قانون از ورود نقدینگی به بازار مسکن جلوگیری کند.

 

*دولت آقای روحانی، دو سال است که مشغول تهیه پیش نویس لایحه مالیات بر عایدی سرمایه است. از طرفی، مجلس پیگیر این است که طرح مالیات بر عایدی سرمایه را تهیه و تصویب کند.

در روزهای اخیر، روسای اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران، اتاق اصناف ایران و اتاق تعاون ایران، نامه مشترکی به آقای قالیباف رئیس مجلس نوشته و گفته اند با طرح مجلس مخالف هستند و گفته اند سرمایه اجتماعی در جامعه پایین است و اقتصاد شکننده است و این طرح تصویب نشود.

آیا از هماهنگی این اتاق ها برای تصویب نشدن طرح مالیات بر عایدی سرمایه، به نوعی دفاع می کنید؟

 

-من نمی خواهم مفاد این نامه را تایید یا رد کنم ولی نظرم این است که سرمایه اجتماعی در این مقطع زمانی که هستیم در حال از بین رفتن است و اعتماد عمومی در حال کاهش پیدا کردن است. سیاست ها و تصمیماتی که دولت می گیرد تبعات زیادی دارد و ما دیدیم بعد از افزایش قیمت بنزین در سال 1398، چه اتفاقاتی رخ داد.

 

*اگر طرح مجلس یا لایحه دولت در مورد عایدی بر سرمایه تصویب نشود، فرضاً ممکن است طی یک سال آینده دوباره 100 درصد قیمت مسکن افزایش پیدا کند یا قیمت خودرو افزایش پیدا کند. آیا این وضعیت کنونی مناسب است؟

 

-رفع مشکلات ساختاری کشور و اصلاح زیرساخت های کلان کشور، موضوع حیاتی و اصلی است و تا این مشکلات حل نشود، با اقداماتی از قبیل مالیات بر عایدی سرمایه، نمی توانیم بازار مسکن و خودرو را کنترل کنیم.

ما اگر همین الان واردات خودرو را آزاد کنیم، قیمت خودرو در داخل کشور پایین می آید. وقتی که راه بسته است و انحصار ایجاد کرده ایم، این مشکلات رخ می دهد. وقتی که شما باد می کارید طبیعی است که باید طوفان درو کنید.

در مجموع، من اعتقاد دارم وقتی که فلش اداره کشور در حوزه اقتصاد درست شود ظرف یک ماه و دو ماه، می توانیم نتایج مثبت کار را ببینیم.  برای مثال، اگر واردات خودرو آزاد شود، قیمت خودرو حداقل 40 درصد کاهش پیدا می کند و واسطه گری نیز کم می شود.

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

دیدگاه تان را بنویسید

 
آنچه دیگران می خوانند:

    دیدگاه

    توسعه