ارسال به دیگران پرینت

سرمایه های آینده جامعه

کودکان، برکت زندگی و سرمایه های آینده جامعه به شمار می آیند. آنان برای رشد و بالندگی خود، نیازها و در مفهوم دقیق تر حقوقی دارند که باید به درستی به آن پرداخت. زمانی از حکیمی پرسیده بودند بهترین زمان برای آغاز تربیت کودکان چه موقع است؟ و او جواب داد: از سال ها قبل از تولدشان.

۵۵آنلاین :

سید محمد حسین کاظمی

پژوهشگر

کودکان، برکت زندگی و سرمایه های آینده جامعه به شمار می آیند. آنان برای رشد و بالندگی خود، نیازها و در مفهوم دقیق تر حقوقی دارند که باید به درستی به آن پرداخت. زمانی از حکیمی پرسیده بودند بهترین زمان برای آغاز تربیت کودکان چه موقع است؟ و او جواب داد: از سال ها قبل از تولدشان.

با توجه به نقش بی بدیل خانواده در بالندگی شخصیت کودک، پیش از همه، خانواده و سپس جامعه باید این حقوق را به خوبی بشناسند و خود را مکلف به پاس داشت آن بدانند. روز جهانی کودک بهانه ای است برای ورود به جهان کودکان، برای ورود به اين جهان بايد آگاهی های خود را فراموش کنيم و با ناآگاهی های کودکانمان همراه شويم.

در سال ۱۹۴۶ بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا، مجمع عمومی سازمان ملل به منظور حمایت از کودکان، سازمانی به نام یونیسف را ایجاد کرد که نخست «انجمن بین‌المللی ویژه کودکان سازمان ملل» نام گرفت. در سال ۱۹۵۳، یونیسف یکی از بخش های دائمی در سازمان ملل متحد گردید و روز ۸ اکتبر ( ۱۶مهر ) روز جهانی کودک نام گذاری شد.

در همین راستا، بر مبنای حقوق تعريف شده پيمان نامه جهانی كودك دولت هایی كه اين معاهده را امضا كرده اند، موظف به اجرای آن هستند که تبعيض زدایی، در نظر داشتن منافع كودكان در تصميم گيری ها، داشتن حق حيات و رشد و حق ابراز آزادانه عقايد و نظرات در تمامی اموری كه به آن ها مربوط می شود، را رعایت کنند.

روز جهانی كودک در كشور ما نيز در قالب هفته ای با مفاهيم آموزش و اصول تربيتی كودكان متناسب با سن كودک، جامعه پذيری، حل مشكلات زيست محيطی، احترام در خانواده و حقوق اجتماعی پيوند خورده و دست اندركاران و متوليان حوزه كودک می كوشند، اهميت اين مباحث را به ويژه در هفته كودک در سطوح مديريتی، اجتماعی، نهادهای آموزشی و پرورشی و خانواده ها پررنگ كنند و از لحاظ جسمی، روحی و تربيتی به اين قشر توجه ويژه ای داشته باشند.

در قدم اول باید به این نکته توجه داشت که جامعه برای کودکان، فضای چندان مناسبی نیست‌ تا با آرامش خاطر از کودکی خود لذت ببرند، در واقع در خارج از خانه باید فضاهای امن و استانداردی برای کودکان وجود داشته باشد تا کودکان در آن فضا به بازی و سرگرمی بپردازند و از کودکی لذت ببرند.

اینگونه فضاهای بازی سیار اندک است و بسیاری از شهرها، حتی یک شهربازی کوچک یا سالنی برای نمایش ها یا آوازهای کودکانه ندارند. حتی در شهرهای بزرگی مانند تهران هم که ظاهرا امکانات فراوان است، با توجه به تعداد جمعیت، محرومیت بیداد می کند، چه رسد به شهرهای دیگری که بعضا نه دچار کمبود امکانات، که فاقد آن هستند.

مدرسه ها نیز برای کودکان ایرانی، عمدتاً اماکن خوشایندی نیستند. البته در سال های اخیر، اوضاع کمی بهبود یافته است اما وقتی به یاد بیاوریم که کودکان در نظام آموزشی، تبدیل به بردگانی می شوند که باید یکسری محفوظات به درد نخور را یاد بگیرند و با استرس امتحان دهند، باید نگران شان شویم. این در حالی است که دوران کودکی، دورانی برای آموختن مفاهیم بنیادین زندگی و یادگیری آموزه هایی است که در زندگی به کار می آید. بنابراین در قدم دوم باید این مفاهیم و اصول را در کنار مبانی درسی به کودکان منتقل کنیم تا راه و رسم زندگی در آینده را به بهترین شکل ممکن بیاموزند.

در قدم بعدی باید به سرمایه گذاران اشاره داشت که حوزه کودکی برای آنان فراموش شده است و بسیاری از سرمایه گذاران نمی دانند که چه عرصه بکر و آینده داری در حوزه کودکی برای سرمایه گذاری وجود دارد، این در حالی است که بخش عمده ای از پدر و مادرهای کنونی، با علم به این که دانش، توان یا وقت مناسب برای تعلیم و تربیت کودکانشان را ندارند، متمایل هستند که از خدمات تخصصی در حوزه کودک بهره مند شوند، خدماتی که دایره آن بسیار گسترده است و از نگهداری و آموزش گرفته تا تفریح و بازی را در بر می گیرد، اما با شرایطی که در حال حاضر سرمایه گذاران در این بخش در پیش گرفته اند، این بخش دچار کمبودهای بسیار شده است.

علاوه بر مشکلات عمومی کودکان در ایران، باید به کودکانی که تحت بهره کشی اقتصادی قرار گرفته اند و مجبورند سال های کودکی را به کار در شرایط سخت و خطرناک بگذرانند نیز اشاره کرد.

متاسفانه باید گفت که، دست کم بخش مهمی از کودکان کار، در معرض دید روزانه مردم و مسئولان هستند ولی عملا هیچ کاری برایشان نشده است و گویا کسی هم تصمیم ندارد برای این معصومان، کاری کند،هر چند عده ای از این کودکان درآمد های میلیونی را دارند اما باید حساب کودکان مظلوم را از متکدیان جدا کرد.

با توجه به آنچه گفته شد، می توان نتیجه گرفت که کودکان ایرانی، آن طور که باید و شاید، در کانون دغدغه های عمومی جامعه و مسئولان قرار ندارند و این یک زنگ خطر برای آینده کشور است.

منبع : 55 آنلاین
با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
کپی شد

دیدگاه تان را بنویسید

 

دیدگاه